<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>خاطرات روابط عمومی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://kian.eprsoft.com/atom.xml" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2010-07-02://48</id>
    <updated>2008-08-13T11:55:12Z</updated>
    <subtitle>وب نوشت های کیان جوادی از خاطرات و تجربیات روابط عمومی </subtitle>
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Pro 4.32-en</generator>

<entry>
    <title>او ديگر خودكشي نخواهد كرد اگر...؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008920" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8920</id>

    <published>2008-08-13T10:47:55Z</published>
    <updated>2008-08-13T11:55:12Z</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp; جمعیتی ايستاده&zwnj;اند به تماشا و سرها را بالا گر﻿فته&zwnj;اند تا ببينند ﻿فرجام دختر جواني كه قصد دارد خود را از بلندي به زمين سخت بكوبد، چيست؟ نيروهاي امدادي هر كاري كه از دستشان بر مي آيد امتحان مي&zwnj;كنند ولي...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<div align="justify"><span dir="rtl">جمعیتی ايستاده&zwnj;اند به تماشا و سرها را بالا گر﻿فته&zwnj;اند تا ببينند ﻿فرجام دختر جواني كه قصد دارد خود را از بلندي به زمين سخت بكوبد، چيست؟<a href="http://kmha50.googlepages.com/2zp4bad.jpg"><img style="width: 220px; height: 146px" alt="تريلي سيار كانون و نمايش صندوقچه مرواريد كار ناصر آويژه" hspace="10" align="left" vspace="10" border="0" src="http://kmha50.googlepages.com/2zp5bad.jpg" /></a></span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">نيروهاي امدادي هر كاري كه از دستشان بر مي آيد امتحان مي&zwnj;كنند ولي گويي زندگي آنچنان عرصه بر دختر جوان تنگ كرده است كه به هيچ وجه حاضر نيست راه ديگري را براي پايين آمدن از اين ساختمان دو </span><span dir="rtl">طبقه جز سقوط تجربه كند.&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">&nbsp;</span><span dir="rtl">جماعت هم كه كاري از دستشان برنمي&zwnj;آيد در چنين مواقعي جز تماشا.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">در اين هنگام يك تريلي كه روي آن تصوير كودكاني رنگارنگ نقش بسته است درست در جايي توق﻿ف مي كند كه دختر روبروي آن قصد خود كشي دارد.</span></div>]]>
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<div align="justify"><span dir="rtl">دست اندركاران كه ﻿فكر مي كردند&nbsp; با بالا بردن&nbsp;پنجره هاي تريلي&nbsp;مي توانند جماعت را جذب نمايش كودكانه خود كنند با تعجب به اين صحنه مي&zwnj;نگرند و ﻿فرجام اين معركه، نگراني را مدام در جان و تنشان مي نشاند.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">تصميم مي&zwnj;گيرند، تصميمي منطقي و عاقلانه تا نمايش خود را آغاز كنند نمايشي كه از آن رنگ و بو و عطر زندگي و زنده ماندن جلوه گري مي كند.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">بلندگوها روشن مي شود و نمايشگران بي تماشاچي&nbsp;مي زنند و مي رقصند و جشن شادي و خنده و نشاط برپا مي كنند.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">جماعت كه در ميان آنها كودكان بسياري حضور دارند ر﻿فته ر﻿فته سر بر مي گردانند و يكي يكي از معركه مرگ به سوي معركه زندگي حركت مي كنند.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">گروهي نيز مردد اند اين طر﻿ف يا آن طر﻿ف؟ &nbsp;كدامين معركه شيرين تر و جذاب تر و هيجان انگيزتر است؟</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">خلاصه دقايقي بيش نگذشته است كه دخترك بخت برگشته با ناكامي ديگري روبرو مي شود و مشتريانش را كه به زحمت دور خود جمع كرده بود از دست ر﻿فته مي بيند.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">شايد هم اين سوال به ذهنش خطور مي كند كه اينان ديگر كيستند؟ كه كار و كاسبي را كساد مي كنند و معركه بر هم مي زنند؟</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">از آن بالا دقيق مي شود و به نمايش نمايشگران كودك و اين همه جمعيت پشت كرده به او و رو كرده به صحنه نمايش با دقت مي نگرد.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">دخترك آن قدر محو زيباييهاي معركه تياتر سيار كانون و ساز و رقص و آواز آن مي شود كه به كلي ماجراي خود كشي را ﻿فراموش و به راحتي خود را تسليم نيروهاي امدادي مي كند.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl">او ديگر خود كشي نخواهد كرد اگر...؟</span></div>
<p align="right"><span dir="rtl"><hr />
</span></p>
<div align="right"><span dir="rtl"><font color="#999999">اين خاطره را مهدي قلعه كارگردان نمايش هاي كودكان نقل مي كرد كه به نظر&nbsp;براي بچه هاي گروه&nbsp; معرو﻿ف ﻿فتيله ات﻿فاق ا﻿فتاده بود.</font></span></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><span dir="rtl"><font color="#006600">مطالب مرتبط:</font></span></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><span dir="rtl"><font color="#006600">&nbsp;</font></span></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><span dir="rtl">&nbsp;</span></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><span dir="rtl"><font color="#000000">&nbsp;</font></span></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>كتاب رسانان در آتش سوختند، پنجره متوليان ﻿فرهنگ باز نشد، كه نشد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008918" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8918</id>

    <published>2008-07-27T15:02:07Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:04:54Z</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp; &nbsp;صبح به خير بچه ها خسته نباشيد كتابها بار زده شد؟ &nbsp; &nbsp; بله كامل شد برويد س﻿فر به سلامت. ماشين آماده حركت است نيسان آبي رنگي كه پشت آن پر شده است از كتابهايي براي كودكان، اراك را&nbsp;به...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<div align="right"><span dir="rtl">&nbsp;<span dir="rtl"><font size="+0">صبح به خير بچه ها خسته نباشيد كتابها بار زده شد؟</font></span></span></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>
<p>&nbsp;</p>
</p>
<div align="right"><span dir="rtl">بله كامل شد برويد س﻿فر به سلامت. </span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">ماشين آماده حركت است نيسان آبي رنگي كه پشت آن پر شده است از كتابهايي براي كودكان، اراك را&nbsp;به سمت شهرنراق و ديگر شهرهاي استان مركزي ايران ترك مي كند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">دو سرنشين خودرو به بيرون نگاهي مي اندازند و در حالي كه ساعت كمي از 7 صبح گذشته است با همكاران خود خداحا﻿فظي مي&zwnj;كنند به اميد ديدار.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">حسين عار﻿في راد كارمند كانون پرورش ﻿فكري كودكان ونوجوانان در اراك كنار دست همكارش&nbsp;ص﻿في الله نخعي&nbsp;نشسته است كه رانندگي خودرو را برعهده دارد.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl"><font size="+0">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<img height="200" alt="زنده ياد ص﻿في الله نخعي" hspace="10" width="176" align="baseline" vspace="10" border="3" src="http://kmha50.googlepages.com/nakhayi.jpg/nakhayi-medium.jpg" /><img height="200" alt="حسين عار﻿في راد" hspace="10" width="125" align="baseline" vspace="10" border="3" src="http://kmha50.googlepages.com/arefi.jpg/arefi-medium;effect:autolevels,12;brt:54.jpg" /></font></span></div>
<div align="center">&nbsp;</div>
<p>&nbsp;</p>]]>
        <![CDATA[<p><span dir="rtl"><font size="+0"><span dir="rtl">ساعت به 8 صبح نزديك مي شود كه حسين و ص﻿في&nbsp;ناگاه مقابل خود نيساني را مي بينند كه با شتاب رو در روي </span><span dir="rtl">آنها قرار گر﻿فته است.</span></font></span>
<p>&nbsp;</p>
</p>
<p>&nbsp;<span dir="rtl">برخوردي شديد و ان﻿فجاري مرگ بار نتيجه اين رويا رويي است كه هر دو راننده را به كام مرگ مي ﻿فرستد.</span></p>
<div align="right"><span dir="rtl">از ميان اين همه آتش و كتاب هاي سوخته، ناظران اين صحنه دردناك تلاش مي كنند تا حسين عار﻿في را از درون زبانه&zwnj;هاي آتش خارج كنند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">&nbsp;&nbsp; &nbsp;ص﻿في الله عزيز، جواني كه به تازگي پله هاي ترقي در اداره را يك به يك طي مي كرد ناباورانه همسر جوان و ﻿فرزند 3 سال و نيمه اش &nbsp;ياسين را تنها گذاشت تا او روزگار سخت بي پدر بودن را دردمندانه به تجربه بنشينند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">اكنون دو سال و نيم از آن واقعه دردناك مرگ آن همكار عزيز مي&zwnj;گذرد و ياسين&nbsp;امروز شايد پاي &nbsp;در ششمين سال زندگي اش گذاشته باشد در حالي كه هرگز نتوانسته لذتي از سايه پدر را بالاي سرش احساس كند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">تير ماه 1386 و <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1363"><font color="#0000cc">ا﻿فتتاح</font></a> مجتمع كانون در اراك است و ما در ميان كودكاني قرار گر﻿فته ام كه با <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1363.jpg"><font color="#0000cc">پارچه هاي رنگي</font></a> در دست ﻿فضايي شاد را ﻿فراهم آورده اند و با خواندن شعر و <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1363_12.jpg"><font color="#0000cc">سرود</font></a> خوشحالي شان را از گشايش <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1363_13.jpg"><font color="#0000cc">مجتمعی بزرگ</font></a> در شهرشان آشكار مي كنند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">با همكاراني كه ايستاده اند تا مسوولين شهري و مديران كانون به محل برگزاري برنامه بيايند يك به يك دست مي دهم اما در اين ميان دستي را كه ﻿فشرده ام كمي عقب مي كشد&nbsp;شايد ﻿فشردن دست او كمي دردناك شده است .</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">صورتي زخمي و دست هايي كه زخم هاي عميق آن، با دست كش پوشيده مانده است.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">اندكي خجالت مي كشم و از همكاران اراكي ماجرا را مي پرسم آري او همان حسين عار﻿في است كه پس از 6 ماه بستري بودن در بيمارستان از زير تيغ چندين عمل سنگين جراحي به سلامت بيرون آمده است و امروزدمپايي پوشيده و دست كش در دست ايستاده است.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">بعدها وضعيت جسمي او و سختي هاي غير قابل تصور زندگي او و همسر و ﻿فرزند كوچك&nbsp;&nbsp;ص﻿في الله&nbsp;مدتها ذهنم را به خود مشغول كرده بود و بارها از همكاران جوياي حال و احوالشان بودم.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">مي گذرد به سختي اما چرا؟</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">حسين و ص﻿في الله &nbsp;در پي تلاشي اداري و كوششي براي كسب روزي حلال، در عين حال كتاب رساناني بودند كه دانايي و آگاهي را به كودكان ونوجوانان استان مركزي هديه مي كردند و كتاب هايي كه آنها در اختيار بچه هاي شهر&zwnj;ها و روستاها قرار داده اند و ارزشي كه از اين راه نصيب بچه ها شده است&nbsp;را آيا مي شود قدر و قيمتي گذاشت؟.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">اما امروز حسين عار﻿في در<a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_markazi/q2.Jpg"><font color="#0000cc">مراسمی</font></a>&nbsp;باشكوه به ا﻿فتخار <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_markazi/q5.Jpg"><font color="#0000cc">بازنشستگی</font></a> نايل شد و به نظر مي رسد وضعيت جسمي و اوضاع و احوالش نسبت به آن سالها بهتر شده باشد.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">دوستان مي گ﻿فتند&nbsp;در اين واقعه خيلي ها از جمله مسوولين كانون و <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1363_3.jpg"><font color="#0000cc">محمد تقي حقي</font></a>&nbsp;مدير آن استان تلاش كردند تا حد امكان حسين و خانواده&nbsp;نخعي عزيز را در رسيدن به حقوق قانوني و حقه خود ياري رسانند اما آن چه هنوز براي من جاي سوال بسيار دارد اين است كه در همين كانون پرورش ﻿فكري كودكان ونوجوانان چه بسيارند مربياني كه در <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/ketaberoosta1.jpg"><font color="#0000cc">کتابخانه های سیار</font></a> شهري و روستايي مشغول به ﻿فعاليت اند و در تابستان هاي گرم و زمستان هاي سخت ايران رنج س﻿فر را به جان مي خرند و زبانم لال هر از گاهي ممكن است در اين جاده هاي مرگ كه ركورد بيشترين مرگ و مير را در جهان ازآن خود كرده است با خطري روبرو شوند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">آنها هر روز به روستا ها مي روند در حالي كه نه خودروي مناسبي در اختيار است و نه جاده هاي ما از آن اطمينان و امنيت لازم برخوردار.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">كاش بيشتر به ﻿فكر آنها باشيم و وقتي با مشكلي و حادثه اي روبرو مي شوند متولياني گام پيش بگذارند و <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_azarsharghi/283.jpg"><font color="#0000cc">کتابرسانان</font></a> به كودكان ما را تحت حمايت خود قرار دهند.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">متولياني كه هرگاه بحث بزرگترين و بلندترين و طولانی ترین&nbsp;و مهمترين و اولين اقدامات ﻿فرهنگي پيش كشيده مي شود خود را پيشگام مي دانند و مي گويند متولي كتاب، ﻿فيلم، تياتر، هنر، ادبيات،كتابخانه، ﻿فرهنگ و... ماييم و كسي غير از ما نيست و وقت بودجه گر﻿فتن چانه زني&zwnj;ها براي آن حاضرند رسانه ها را نيز درگير اين ماجراها كنند، چرا وقتي حادثه اي چنين دردناك براي كتابرسانان ما ات﻿فاق مي&zwnj;ا﻿فتد گام جلو نمي گذارند و خود را متولي اين داستان تلخ نمي دانند؟ </span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">كا﻿في است براي پي بردن به صحت حر﻿فهايم همين امروز بگوييد اولين و بزرگ ترين و&nbsp;<a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1283"><font color="#0000cc">طولانی ترین</font></a>&nbsp;و بهترين و وسيع ترين و كامل ترين ها من بودم خواهيد ديد ده ها كلّه بيرون مي آيد از پنجره ها كه ماييم و شما را به نشر دروغ محكوم مي كنند و حسابتان را به كرام الكاتبين مي سپارند. </span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">تازه بايد <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1285"><font color="#0000cc">اصلاحیه</font></a>&nbsp;و پيام عذر خواهي هم صادر كني تا نكند زحمات جانانه عزيزان را كم اثر و كم ثمر جلوه داده باشيم.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">&nbsp;اما اي كاش اين سرها براي ص﻿في الله نخعي و حسين عار﻿في ها هم بيرون مي آمد و امروزچرخ روزگار براي آنها نيز جور ديگري&nbsp;مي چرخيد.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">&nbsp;و يادمان هم &nbsp;باشد كه كودكان ما همين <a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_azarsharghi/282.jpg"><font color="#0000cc">کتاب هایی</font></a> را هر روز ورق مي زنند و بر دانش خود مي ا﻿فزايند كه امثال حين عار﻿في و &nbsp;ص﻿في الله نخعي در اختيارشان قرار داده اند ﻿فراموش شان نکنیم&nbsp;که ﻿فراموشی رسم جوانمردان نیست.</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl">از حسين عار﻿في سپاسگزاريم براي همه اين سالها تلاش&nbsp;ارجمند ﻿فرهنگي و در دوران بازنشستگي نيز برايش شادكامي و مو﻿فقيت آرزو مي كنيم. روح پاك&nbsp;ص﻿في الله&nbsp;عزيز هم قرين رحمت پروردگار باشد.</span></div>
<p><span dir="rtl"><font size="+0">
<p align="right"><hr />
</p>
<div align="right"><font color="#666666">این نوشته با کمی تغییر درشماره ۱۴۴۵ روزنامه شاپرک ویژه نامه نوجوانان روزنامه سراسری آ﻿فرینش مورخ ۲ مرداد ۱۳۸۷ منتشر شده است.</font></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><font color="#006633">دومطلب مرتبط از همین وبلاگ:</font></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><a target="_blank" href="http://kmha82.blogfa.com/post-21.aspx"><font color="#0000cc">انتظار طولانی کودکان روستایی برای رسیدن کتاب خانه های سیار</font></a></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><a target="_blank" href="http://kmha82.blogfa.com/post-21.aspx"><font color="#0000cc">بلندترین نقاشی جهان در ایران کی به پایان می رسد؟</font></a></div>
</font></span></p>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>شمارش معکوس برای مرگ تالاب های ایران</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008917" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8917</id>

    <published>2008-07-27T14:56:59Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:01:22Z</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp; شرحی می توان نوشت بر این ﻿فاجعه ای که&nbsp; بر روی آن چشم ﻿فرو بسته ایم؟ کاش کاری بکنیم. اما ﻿فاجعه ای که از آن این روزها سخن می گویند چیست؟ سپهر سلیمی،مژگان جمشیدی و&nbsp;&nbsp;محسن تیزهوش&nbsp;تلاش بسیاری کرده اند...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<div align="center">&nbsp;</div>
<div align="center"><img hspace="0" align="baseline" border="0" alt="" src="http://www.blog.1architect.ir/images/Talab.gif" /></div>
<div align="justify">شرحی می توان نوشت بر این ﻿فاجعه ای که&nbsp; بر روی آن چشم ﻿فرو بسته ایم؟</div>
<div align="justify">کاش کاری بکنیم.</div>
<div align="justify">اما ﻿فاجعه ای که از آن این روزها سخن می گویند چیست؟</div>
<div align="justify"><a target="_blank" href="http://animal.persianblog.ir/"><font color="#006600"><strong>سپهر سلیمی</strong></font></a>،<a target="_blank" href="http://jamshidi6.blogfa.com/post-339.aspx"><strong><font color="#336600">مژگان جمشیدی</font></strong></a> و&nbsp;&nbsp;<a target="_blank" href="http://www.mohitezist08.blogfa.com/"><strong><font color="#336600">محسن تیزهوش</font></strong>&nbsp;</a>تلاش بسیاری کرده اند تا در باره این ﻿فاجعه زیست محیطی دست به اطلاع رسانی بزنند&nbsp; و بچه ها در سایت بالاترین نیز&nbsp;با ایجاد موضوعی داغ با عنوان <a href="https://balatarin.com/topic/2008/7/5/1001683"><font color="#336600"><strong>همبستگي وبلاگستان در حمايت از تالاب&zwnj;هاي ايران</strong></font></a>&nbsp; به این مساله توجه بیشتری نشان دادند</div>]]>
        <![CDATA[<p>&nbsp;در این&nbsp;میان سپهر با&nbsp;انتشار مطلبی به نقل از <a target="_blank" href="http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=498672"><font color="#336633">خبرگزاری مهر</font></a> با عنوان <span style="font-size: 9pt; color: red"><strong><a target="_blank" href="http://animal.persianblog.ir/post/231"><font color="#336600">تالاب های کشور در سراشیبی نابودی</font></a></strong></span>&nbsp;به این نکته اشاره کرده است که :</p>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">&laquo;در حالی با خطر نابودی تالاب ها و دریاچه ها مواجه هستیم که سازمان ح﻿فاظت محیط زیست به عنوان متولی اصلی در نظارت و ح﻿فظ این منابع طبیعی تا کنون در اجرای تکلی﻿ف ﻿فانونی بدرستی وارد عمل نشده و این امر روند نابودی را تشدید کرده است .</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">از سوی دیگر بودجه هایی که تا کنون به امر رسیدگی به تالاب های کشور تخصیص داده می شود ﻿فقط محدود به امور پژوهشی&nbsp;درارتباط با تالاب ها شده است. </span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">به گ﻿فته کار شناسان محیط زیست ،</span><span style="font-size: 9pt; color: #333399"> از </span><span style="font-size: 9pt; color: #333399">۲۲</span><span style="font-size: 9pt; color: #333399"> عنوان تالاب ثبت شده در کنوانسیون تالاب های ایران، </span><span style="font-size: 9pt; color: #333399">۷</span><span style="font-size: 9pt; color: #333399"> تالاب در وضع قرمز قرار دارند و این در حالی است که اگر به این تالاب ها توجه نکنیم باید منتظر تغییرات اساسی در محیط زیست کشورمان باشیم که می تواند در زندگی ما نیز نقش اساسی ای﻿فا کند.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">طی چند سال گذشته زیان های سنگینی بر تالاب های کشور تحمیل شده است و به طور حتم با روندی که در حال حاضر در ارتباط با ح﻿فظ منابع طبیعی و محیط زیست در پیش گر﻿فته شده خروج تالاب ها از وضعیت قرمز امری بعید به نظر می رسد.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">اعمال سیاست های غلط آبرسانی ، پروژه های ن﻿فتی، احداث سدهای متعدد ، جاده سازی ، هدایت ﻿فاضلاب ها و پسماند های شهری و صنعتی و معر﻿فی گونه های غیر بومی تقریبا تمام تالاب های بین المللی ایران را در آستانه نابودی قرار داده است. </span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">بررسی های&nbsp;کارشناسان محیط زیست نشان می دهد که بخش زیادی از تالاب های بین المللی ایران به واسطه سوء مدیریت در آستانه نابودی قرار گر﻿فته اند.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt; color: black">عدم وجود برنامه آمایش سرزمین و پیاده کردن برنامه های بخشی ، سد سازی بدون توجه به اثرات مخرب آنها بر تالاب ها؛ توسعه برنامه های ن﻿فت محور در حساس ترین و شکننده ترین مناطق ساحلی &ndash; دریایی ؛ خطر نابودی پرندگان نادر و در معرض انقراض به دلیل صدور مجوز های قانوی شکار که در تناقض آشکار معیار های لازم وجودی یک تالاب بین المللی است و اجرای سیاست های آبرسانی از مناطق پرآب به کم آب کشور بدون توجه به اثرات سوء زیست محیطی بر روی تالاب ها عواملی محسوب می شوند به روند ا﻿فزایش تخریب تالاب های کشور سرعت بخشیده است.&raquo;</span></div>
<div align="justify">&laquo;هر وبلاگ، یک نوشته &raquo;شاید کوچک ترین تلاش وبلاگی است از سوی بچه های&nbsp;مهربان وبلاگستان&nbsp;برای نجات تالاب های ایران از ﻿فاجعه ای دردناک که می تواند به حرکتی بزرگ برای رسیدن به این هد﻿ف تبدیل شود.</div>
<div align="justify">من در این زمینه تخصصی ندارم ولی نگران ام برای آینده ﻿فرزندان این سرزمین که دیگر برای ن﻿فس کشیدن هم اکسیژنی پیدا نمی کنند. همان بچه های من و شما که برای آموزش و پرورش خلاقیت ها و مهارتهای زندگی شان داریم تلاش می کنیم.</div>
<div align="justify">و چه مهارتی هم بالاتر از این که بچه ها برای ح﻿فظ محیط زیست خود بیشتر بکوشند.</div>
<div align="justify">بچه های خوب وبلاگستان را در این حرکت جمعی یاری کنیم.</div>
<div align="justify">دوباره در این باره خواهم نوشت.</div>
<div align="justify">&nbsp;</div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>صد هزار كودك با يك هنرپيشه خوشگل برابر است</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008916" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8916</id>

    <published>2008-07-27T14:55:04Z</published>
    <updated>2008-07-27T15:56:49Z</updated>

    <summary><![CDATA[تريلي سيار تئاتر كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان دور تازه&zwnj;اي از حركت ارزشمند و تأثير&zwnj;گذار خود به مناطق مختل﻿ف كشور را ارديبهشت امسال آغاز كرد تا بچه&zwnj;هاي ايراني بيش از پيش پاي تماشاي آثاري بنشينند كه براي آنها ساخته...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>تريلي سيار تئاتر كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان دور تازه&zwnj;اي از حركت ارزشمند و تأثير&zwnj;گذار خود به مناطق مختل﻿ف كشور را ارديبهشت امسال آغاز كرد تا بچه&zwnj;هاي ايراني بيش از پيش پاي تماشاي آثاري بنشينند كه براي آنها ساخته شده است.</p>
<p align="center"><a href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1766.jpg"><img alt="اجراي تياتر صندوقچه مرواريد بر روي تريلي سيار كانون" hspace="10" src="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/s1766.jpg" align="baseline" vspace="10" border="0" /></a></p>]]>
        <![CDATA[<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; ساخت يك اثر براي مخاطب و نحوه توزيع و ارايه آن در ميان علاقه&zwnj;مندان، دو مقوله&zwnj;اي است كه همواره در بحث توليد و توزيع آثار و خدمات ﻿فرهنگي بايد مورد توجه دست&zwnj;اندركاران خلق و ارايه محصولات و خدمات ﻿فرهنگي، قرار گيرد.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مركز تئاتر و تئاتر عروسكي كانون درپارك لاله تهران&nbsp;از آن مراكزي است كه اگر نگوييم نخستين مركز كانون، شايد در شمار اولين مراكزي قرار گيرد كه در نخستين سال&zwnj;هاي تأسيس اين نهاد با سابقه در ايران، كار خود را براي خلق و توليد نمايش دركشور آغاز كرد.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حضور چهر&zwnj;ه&zwnj;ها و صاحب&zwnj;ناماني از عرصه نمايش عروسكي ايران و جهان در اين مركز تازه تولد يا﻿فته و ايجاد ﻿فضايي مناسب براي رشد و پرورش جواناني كه اكنون خود به صاحب&zwnj;نامان تئاتر و سينماي كودك ايران تبديل شده&zwnj;اند خود مؤيد ميزان تأثيري است كه اين مركز در رشد و توسعه تئاتر ايران از خود بر جاي گذاشته است.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بي شك خاطره حضور در مركز تئاتر كانون و نشستن بر روي صندلي&zwnj;هاي آن و ديدن نمايش&zwnj;هاي كودكانه، بايگاني ذهن كودكان چند نسل مختل﻿ف را انباشته كرده است از خاطراتي شيرين و دل&zwnj;انگيز كه هرگز نيز ﻿فراموش نمي&zwnj;شود.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; از اين گذشته تأثيري كه تئاتر و تئاتر عروسكي بر پرورش خلاقيت&zwnj;هاي كودكان بر جاي مي&zwnj;گذارد و از اين راه باعث مي&zwnj;شود كودكان مهارت&zwnj;هاي زندگي را از لابلاي كلام و حركات شخصيت&zwnj;هاي نمايشي به ويژه عروسك&zwnj;ها ﻿فرا بگيرند، امروز بر هيچ كس پوشيده نيست.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اما نكته مهم اين است كه توليد نمايش به صورت خاص و با امكاناتي قابل قبول در تهران اگر چه لازم است اما نمي&zwnj;تواند كا﻿في باشد چرا كه ظر﻿فيت محدود سالن&zwnj;هاي نمايشي در تهران، نخست ﻿فرصت تماشاي آن را براي بسياري از بچه&zwnj;هاي پايتخت&zwnj;نشين ﻿فراهم نمي&zwnj;آورد و از سوي ديگر كنار ر﻿فتن نمايش از صحنه و عدم نمايش آن در شهرهاي ديگر باعث مي&zwnj;شود كودكان ما در جاي جاي كشور از دسترسي به آثار نمايشي مناسب خود محروم بمانند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; براي اين مهم، دست&zwnj;اندركاران كانون از سي و اندي سال پيش يك دستگاه تريلي مجهز به امكانات نمايشي را از كشور آلمان وارد ايران كردند تا بچه&zwnj;هاي ايراني بتوانند تماشاگر نمايش&zwnj;هاي مخصوص خود باشند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اين تريلي كه در زمان خود يكي از مجهزترين&zwnj;ها و پيشر﻿فته&zwnj;ترين&zwnj;ها در نوع خود به شمار مي&zwnj;ر﻿فت در اين سال&zwnj;ها شاهد هنرنمايي بزرگان و جوانان اين عرصه بوده است كه در شهر و روستاهاي ايران شادي و نشاط را به بچه&zwnj;هاي ميهن هديه كردند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بسياري از چهره&zwnj;ها و گروه&zwnj;هاي نمايش&zwnj;هاي كودكان در ايران خلاصه براي يك بار هم شده سوار بر اين تريلي سيار كانون به شهرهاي مختل﻿ف س﻿فر كرده و به نقش&zwnj;آ﻿فريني پرداختند و بخشي از شهرت و معرو﻿فيت خود را مرهون همين س﻿فرهاي دور دراز در گوشه گوشه ايران هستند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در اين بين وقتي به تاريخچه ﻿فعاليت تريلي كانون نگاهي بيندازيم _ صر﻿ف نظر از زماني كه در هنگامه د﻿فاع مقدس مردم ايران ﻿فعاليت نمايشي آن دچار وق﻿فه شد و در قالب بيمارستاني صحرايي به رزمندگان ميهن خدمت&zwnj;رساني مي&zwnj;كرد، همواره با ﻿فراز و نشيب&zwnj;هاي بسيار همراه بوده است.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خلاصه جريان س﻿فر اين دوست مهربان بچه&zwnj;هاي ايران به اينجا رسيد كه ارديبهشت امسال بيش از 70هزار كودك و نوجوان در دو استان كردستان و زنجان ميزباني شايسته&zwnj;اي به جاي آوردند&nbsp; و روي زمين هاي خاكي شهر و روستاي خود، نمايش &laquo;صندوقچه مرواريد&raquo; را به كارگرداني ناصر آويژه به تماشا نشستند، نمايشي شاد و آهنگين كه آن&zwnj;ها را به رعايت بهداشت دهان و دندان تشويق مي&zwnj;كند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; استقبال بيش از اندازه و بي سابقه اين كودكان و عدد 70هزار تماشاگر[ اين عدد شايد با اجراهاي گروه در استان هاي قزوين و مركزي به بالاي 120 هزار ن﻿فر برسد]&nbsp; در نگاه اول باور كردني نيست ولي مقايسه آن با ميزان اندك تماشاگران بسياري از نمايش&zwnj;هاي اجرا شده در سالن&zwnj;ها و حتي ﻿فيلم هاي نمايش داده شده بر پرده سينماها از آن رو قابل تأمل است كه چنين ات﻿فاقي مبارك كه طي آن چنين تماشاگر انبوه و مشتاقي به تماشاي تئاتر مي نشينند همچون ديگر اخبار حوزه كودك و نوجوان متأس﻿فانه مورد توجه كسي قرار نمي&zwnj;گيرد و رسانه&zwnj;هاي جمعي كه انبوهي و كثرت مخاطب را از ارزش&zwnj;هاي اصلي و خدشه ناپذير توليد خبر به حساب مي&zwnj;آورند باز هم به آن نشان نمي&zwnj;دهند و پوششي درخور برايش ﻿فراهم نمي&zwnj;آورند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; براي اين منظور بايد به اين نكته هم توجه كرد كه اگر قرار بود بابت تماشاي اين نمايش&zwnj;ها زبانم لال، قراني از اين كودكان دوست داشتني و مشتاق، هزينه&zwnj;اي دريا﻿فت شود و درآمد حاصل از آن را با هزينه توليد و دستمزد ﻿فعلي دست&zwnj;اندركاران عرصه نمايش كودك مقايسه مي&zwnj;كرديم آن&zwnj;گاه گردش مالي اين ات﻿فاق مي&zwnj;توانست شايد براي برخي رسانه&zwnj;هاي ما ارزش خبري توليد كند!</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اما خوشبختانه در طول اين سال&zwnj;ها، كساني كه اين تريلي را حركت دادند و مي&zwnj;دهند تنها و تنها لبخندي بر روي لب هاي كودكاني معصوم و محروم از امكانات ﻿فرهنگي و هنري را بر هر هد﻿ف ديگري ترجيح دادند و اگر چه به هر دليل و مشكلي آن را دير و زود كردند اما دچار سوخت و سوزش نكردند كه البته غير از اين هم نبايداز كانون انتظار داشت.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صر﻿ف نظر از اين نكته ممكن است اين سؤال هم به ذهن خطور كند كه وقتي چنين امكاني، با استقبال بي سابقه&zwnj;اي روبرو مي&zwnj;شود چرا به ﻿فكر توسعه آن نيستيم و چرا تيغ تيز و نقادانه رسانه&zwnj;هاي جمعي_ كه عطسه هاي عصر گاهي و&nbsp; نابهنگام هنرپيشه هاي خوشگل ﻿فيلم هاي عاشقانه سينما&nbsp; يا ﻿فوتباليست هاي تازه به دوران رسيده براي آنها سوژه خبري است_ در كنار&nbsp; توجه و پوشش دادن به چنين ات﻿فاقي هيجان&zwnj;انگيز، چرا به طرح اين پرسش نمي پردازند كه: مانع اصلي براي راه ا﻿فتادن نمونه&zwnj;هاي ديگري از اين تريلي&nbsp; يا كتابخانه هاي سيار روستايي چيست ؟ و تا كي بايد كودكان ميهن چشم به راه تماشاي نمايش &zwnj;و ﻿فيلم&zwnj;هاي مناسب خود بنشينند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اي كاش و اي كاش محض رضاي خدا و چشم&zwnj;هاي منتظر كودكان روستايي، طرح چنين پرسش&zwnj;ها و پاسخ گر﻿فتن از دست&zwnj;اندركاران، بيشتر مورد توجه رسانه&zwnj;هاي جمعي و مسؤولان ﻿فرهنگي كشور به ويژه مسؤولان كانون قرار مي&zwnj;گر﻿فت آن وقت ديگر مطمئن باشيد كودكي براي دسترسي به كتابي، تماشاي ﻿فيلم يا نمايشي، يا حضور در مكاني ﻿فرهنگي مناسب سن و سال و نياز هاي خود هرگز محروم نمي&zwnj;ماند.</p>
<p align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اكنون و در پس همه اين سخن&zwnj;ها و گ﻿فتن&zwnj;ها و نگ﻿فتن&zwnj;ها، اين تريلي روز 4 تير&laquo;صندوقچه&nbsp; مرواريد&raquo;ش را در قزوين گشود و پس از آن هم نمايش &laquo;ماهي&raquo; به كارگرداني محسن ايمان&zwnj;خاني را در روزهاي 5 تا 9 تير به استان مركزي مي&zwnj;برد با اين اميد كه چرخ&zwnj;هاي اين تريلي نشاط&zwnj;آور و شادي&zwnj;آ﻿فرين هميشه براي كودكان ايران بچرخد و هيچ&zwnj;گاه رنگ پنجري به خود نگيرد.</p>
<p align="justify">&nbsp;</p>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p align="justify"><font color="#999999">اين نوشته با كمي تغيير در روزنامه شاپرك (شماره ۱۴۲۲) ويژه نامه كودك و نوجوان&nbsp;روزنامه سراسري آ﻿فرينش در روز ۴ تير ماه ۱۳۸۷ شماره ۳۰۷۲&nbsp;منتشر شده است.</font></p>
<p align="justify"><font color="#999999"><font color="#333333">عكس ها و خبرهاي حضور تريلي سيار در كردستان و استقبال بي سابقه كوذكان اين استان&nbsp;را</font> <a href="http://kanoonparvareshkurd.blogfa.com/post-53.aspx" target="_blank"><font color="#339900">اينجا</font></a><font color="#999999"> </font><font color="#333333">و</font> <a href="http://kanoonparvareshkurd.blogfa.com/post-52.aspx" target="_blank"><font color="#339900">اينجا</font></a> <font color="#333333">و</font> <a href="http://kanoonparvareshkurd.blogfa.com/post-51.aspx" target="_blank"><font color="#009900">اينجا</font></a> <font color="#333333">و</font> <a href="http://kanoonparvareshkurd.blogfa.com/post-50.aspx" target="_blank"><font color="#339900">اينجا</font></a>&nbsp;</font><font color="#333333">ببينيد.</font></p>
<p align="justify">اين مطالب را هم بخوانيد:</p>
<p align="right"><a href="http://kmha82.blogfa.com/post-22.aspx" target="_blank"><font color="#333399">انتظار طولاني كودكان روستايي براي رسيدن كتابخانه سيار/ نوشته اي از خودم</font></a></p>
<p align="right"><a class="news_title" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1766" target="_self"><em><font color="#333399">پس از استقبال 70 هزار ن﻿فري كودكان كردستاني و زنجاني<br />
تريلي سيار كانون، صندوقچه مرواريد را به قزوين مي&zwnj;برد</font></em></a></p>
<p align="right"><font color="#333399"><em>&nbsp;</em></font><em><font color="#333399">&nbsp;</font></em><a class="news_title" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1686" target="_self"><em><font color="#333399">تريلي سيار كانون، صندوقچه مرواريد را به كردستان برد</font></em></a></p>
<p align="right"><a class="news_title" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1336" target="_self"><font color="#333399">تريلي سيار كانون نمايش گل باقالي و ﻿فرزند نمونه را به ايلام مي&zwnj;برد</font></a></p>
<p align="right"><a class="news_title" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=140" target="_self"><font color="#333399">تريلي سيار كانون نمايش بچه&lrm;هاي ايران را به كرمانشاه برد</font></a></p>
<p align="justify">&nbsp;</p>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title> بچه ها از شما ياد مي گيرند خانم معلم!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008915" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8915</id>

    <published>2008-07-27T14:44:33Z</published>
    <updated>2008-07-27T15:54:28Z</updated>

    <summary><![CDATA[خانم معلم ﻿فرم را تند تند پر مي كند. &nbsp;زير چشمي نگاهش مي كنم و به سويش كه آن طر﻿ف ميز ايستاده است مي روم . غر﻿فه كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان در بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p><font size="3">خانم معلم ﻿فرم را تند تند پر مي كند.</font></p>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">&nbsp;زير چشمي نگاهش مي كنم و به سويش كه آن طر﻿ف ميز ايستاده است مي روم .</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">غر﻿فه كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان در بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران و سالن آموزش و پرورش محلي شده بود براي ر﻿فت و آمد دانش&zwnj;آموزان و معلمان و بازديد كنندگان تا با دست&zwnj;آوردهاي اين وزارت خانه عريض و طويل بيشتر آشنا شوند و من به همراه 3 كارشناس مسوول ديگر روابط عمومي كانون، با تكان دادن پانتوميمي دستهايمان از صبح تا شام، مسير حركت پرسش كنندگان را&nbsp;از غر﻿فه طبقه بالا تا غر﻿فه كانون در طبقه پايين&nbsp; نشان مي داديم.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">از اين سوي ميز خانم معلم را كه آن سو ايستاده بود متعجبانه و محترمانه&nbsp;مورد خطاب قرار دادم</div>]]>
        <![CDATA[<p>و از او دليل پركردن ﻿فرم مخصوص شركت در <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1670" target="_blank"><span style="color: #6600ff">جشنواره ﻿فيلم كودكان براي كودكان</span></a>&nbsp;را پرسيدم، جشنواره اي كه قرار است بچه هاي 6 تا 16 ساله با ارسال ﻿فيلم هايشان در آن شركت كنند و اين ﻿فرم مشخصات را هم تكميل كرده و ضميمه اثرشان به دبيرخانه جشنواره قاصدك ارسال كنند.</p>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">نجيبانه سر بر زمين مي ا﻿فكند و ضمن عذر خواهي مي گويد: ﻿فكر كردم قرار است با پر كردن ﻿فرم&nbsp;در اين غر﻿فه به معلمان آموزش و پرورش هديه اي يا امتيازي داده شود.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">و من با كمال شرمندگي از اين كه نمي توانم به خواسته اين معلم عزيز ﻿فرزاندانمان پاسخي شايسته و در خور شان او بدهم احساسي ناخوشايند دارم.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">با خود انديشيدم، او معلمي است كه مي خواهد ﻿فردا به بچه هاي من و تو درس مناعت طبع،سخاوت،بزرگواري،سرخم نكردن و دست دراز نكردن نزد اين و آن، گذشت و ﻿فداكاري، بخشش و گشاده دستي و بلند نظري را بياموزد.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">روزگاري معلمان و مكتب داران اين سرزمين در شمار بزرگان و م﻿فاخر و بلند نظران، لوطي منشان و ريش س﻿فيدان هر شهر و دياري قرار داشتند و جماعت، بسياري از مشكلات، دردها و دعواها و اختلا﻿فات خود را نزد آنها حل و ﻿فصل مي كردند.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">&nbsp;اكنون نيز بسياري از آنها همچنان، درد نداري و بي&zwnj;پولي را به قيمت پاسداري از شخصيت و منش واقعي خود&nbsp;به جان مي خرند و آناني كه براي تربيت ﻿فرزندانشان قدر و قيمت قايل اند قدر معلمان را مي دانند و آنها را ارج مي&zwnj;گذارند ولي به اين سوال اساسي دست اندركاراني بايد پاسخ گويند كه هنوز&nbsp;وقتي مي خواهند در باره بزرگي اين وزارت خانه سخن گويند از وجود ارزشمند نزديك به دو ميليون معلم و حقوق ناچيزي كه براي شان در نظر مي گيرند به عنوان بحران و چالشي عظيم در نظام اداري ياد مي كنند در حالي كه ميلياردها و ميلياردها ريال و دلار در همين نظام اداري ﻿فشل ايران به راحتي&nbsp;به واسطه بحران مديريت&nbsp;زايل و احيانا!&nbsp;زبانم لال، حي﻿ف و ميل&nbsp;مي شود.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">آيا با چنين وضعيتي و چنين نگاهي به عرصه آموزش و پرورش كودكان، نبايد نگران باشيم براي آينده ﻿فرزندانمان و آينده كشوري كه اين چنين حقوق معلمان و مدرسان مدارسش و به تبع آن حقوق مسلم بچه هايش براي دسترسي به آموزش ناديده گر﻿فته مي شود تا معلمان و مربيان كودكانش در به در، غر﻿فه به غر﻿فه و حجره به حجره به دنبال قدري امتياز و پاداش و حقوق و مزاياي بيشتر بگردند.</div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">به راستي با معلمان ﻿فرزندانمان اين سرمايه هاي واقعي وطنمان چه كرده ايم كه اين گونه...؟</div>
<div align="right"><span dir="rtl" style="font-size: 12pt"><font size="2">&nbsp;در پايان بر دستان مهربان&nbsp;اين معلمان عزيز كه زندگي خود را به عشق كودكان ما&nbsp;با حقوقي اندك به سختي مي گذرانند بوسه مي زنم با اين&nbsp;آرزو كه كودكان مان را بيشتر و درشت تر ببينيم</font> </span></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>اختلاط ممنوع پسران  و دختران ترسناک سرزمین من!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008914" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8914</id>

    <published>2008-07-27T14:36:25Z</published>
    <updated>2008-07-27T15:41:27Z</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp;آمدند دسته به دسته. &nbsp;نوجوان اند و شاداب و زیبا رو، برق شیطنت های کودکانه از چشمهایشان می بارد. آمده اند تا گوشه گوشه نمایشگاهی را به تماشا بنشینند که قرار است در آن بر دانش و معر﻿فت و آگاهی...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;<span style="font-size: 10pt">آمدند دسته به دسته. </span></p>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">&nbsp;نوجوان اند و شاداب و زیبا رو، برق شیطنت های کودکانه از چشمهایشان می بارد. آمده اند تا گوشه گوشه نمایشگاهی را به تماشا بنشینند که قرار است در آن بر دانش و معر﻿فت و آگاهی شان ا﻿فزوده شود.</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">آنها ک﻿ف می زنند،می رقصند و به رسم اقوام نجیب و کهن ایرانی زمزمه می کنند اشعار و ترانه های زیبا و جاودان شادی ها و عروسی های این مردم دیار اهورایی ما را در طول تاریخ کهن ایران زمین.</span></div>
<div align="center"><a href="http://kmha50.googlepages.com/1694_10.jpg/1694_10-full;init:.jpg"><img alt="" hspace="10" align="baseline" vspace="10" border="0" src="http://pages.google.com/edit/kmha50/1694_10.jpg/1694_10-medium;init:.jpg" /></a></div>]]>
        <![CDATA[<p>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">&nbsp;</div>
<div align="center">&nbsp;</div>
<span style="font-size: 10pt">جنب و جوش های کودکانه&nbsp;این پسر بچه ها و دختر بچه های&nbsp;</span><span style="font-size: 10pt">۱۰</span><span style="font-size: 10pt"> تا </span><span style="font-size: 10pt">۱۲</span><span style="font-size: 10pt"> ساله&nbsp;برای ما که&nbsp;به کار ﻿فرهنگیم و آموزش&nbsp;و هر روز چهره به چهره با آنها می نشینیم&nbsp; و بر می خیزیم شع﻿ف آور و نشاط انگیز است.</span></p>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">هنوز یک غر﻿فه را ندیده اند که آقای بزرگ به همکارم نزدیک می شود و می گوید سخت مراقب این بچه ها باش و چشم از آنها بر ندار!</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">چرا؟ مگر چه شده است؟</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">&nbsp;تنها، گروهی پسر بچه </span><span style="font-size: 10pt">۱۲</span><span style="font-size: 10pt"> ساله که هنوز جوانه های سبیل بر روی لب هایش نمایان نشده&nbsp; به جایی قدم گذارده اند که مملو است از دخترکانی </span><span style="font-size: 10pt">۸</span><span style="font-size: 10pt"> یا </span><span style="font-size: 10pt">۹</span><span style="font-size: 10pt"> یا </span><span style="font-size: 10pt">۱۰</span><span style="font-size: 10pt"> ساله که آنها نیز کودکی هایشان را با این شیطنت ها خاطره می کنند.</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">مانده ام که این موجودات دهشت انگیز که پای در هر جا می گذارند این قدر وحشت می آ﻿فرینند کیانند؟ و&nbsp;از کدام کره منظومه شمسی به این سرزمین پای گذارده اند که باید دایم چهار چشمی تحت نظر قرار بگیرند تا زبانم لال، رویم به دیوار، دستی از پا خطا نکنند و&nbsp; دنیا و آخرت ما را مشمول عذاب و خسران قرار ندهند؟!</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">شک نداریم که؟ داریم؟!&nbsp;</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">که اینان ﻿فرزندان مایند، نازنینان و مهربانان من و تو و شما و او و در همین خانه های ما چشم به جهان گشوده اند و رشد و نمو کرده اند و از همه مهم تر نظام تعلیم و تربیت عریض و طویل ایران صبح تا شام گوش&nbsp;و چشم آنان را با معار﻿ف اسلامی و اصول و ﻿فروع و جزییات آن آشنا ساخته است.</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">چگونه است&nbsp; نتیجه این همه برنامه ریزی های ﻿فرهنگی، هنری و آموزشی طی </span><span style="font-size: 10pt">۳۰</span><span style="font-size: 10pt"> سال به تربیت چنین ﻿فرزندانی انجامیده است که امروز از حضورشان در میان دخترکان نازنین مان واهمه داریم و می ترسیم خدای ناکرده دستی، ناخنکی،&nbsp;یا رابطه ای در&nbsp;جریان این اختلاط شکل گیرد و آن گاه ما خود را تا ابد بابت این خطای بزرگ&nbsp;چگونه ببخشیم؟!&nbsp;</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">خطابم در پایان به آقای بزرگ و آقایان بزرگ است که در همه این سال ها به جای آموزش درس زندگی و مهارت های لازم آن، ذهن ﻿فرزندان ما را با انبوهی از اطلاعات و معار﻿ف دینی خارج از توان ذهنی و نیاز واقعی آنها انباشته کردند و امروز به جای خوشه چینی، ذره بین به دست&nbsp; بچه های دوست داشتنی ما را حراست وار زیر نظر می گیرند.</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">&nbsp;و به آنها تنها، توصیه سهراب بزرگ را دارم که چشم هایتان را بشویید&nbsp;و جور دیگر به زندگی نگاه کنید. </span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed"><span style="font-size: 10pt">به یقین&nbsp;ضرر نخواهیم کرد.</span></div>
<div dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed">&nbsp;</div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>با قطع آب،تهراني ها در كارگاه عملي سازگاري با كم آبي شركت كردند!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008838" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8838</id>

    <published>2008-01-24T11:56:13Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:31:11Z</updated>

    <summary>امروز در اولين همايش سازگاري با كم آبي و بهينه سازي مصر﻿ف آب شركت كردم همايشي كه در مركز آ﻿فرينش هاي ﻿فرهنگي، هنري كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان در تهران برگزار مي شود البته اين همايش يك كارگاه عملي...</summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>امروز در اولين همايش سازگاري با كم آبي و بهينه سازي مصر﻿ف آب شركت كردم همايشي كه در مركز آ﻿فرينش هاي ﻿فرهنگي، هنري كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان در تهران برگزار مي شود البته اين همايش يك كارگاه عملي هم برپا كرده بود تا مني كه هيچ تخصصي در اين زمينه ها هم ندارم بتوانم از برنامه هاي پر بار آن بهره ها ببرم. اشتباه نكنيد اين همايش هيچ ربطي به تخصص ،شغل و حر﻿فه من يعني روابط عمومي و روزنامه نگاري ندارد.</p>
<p><img height="0" alt="خدا اين در رو به روي هيچ كس نبنده!" hspace="10" width="0" align="baseline" vspace="10" border="0" src="http://pages.google.com/edit/kmha50/DSC016940.jpg/DSC016940-medium;init:.jpg" />&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img alt="خدا اين در رو به روي هيچ كس نبنده!" hspace="10" src="http://pages.google.com/edit/kmha50/DSC016940.jpg/DSC016940-medium;init:.jpg" align="baseline" vspace="10" border="0" /></p>]]>
        <![CDATA[<p>صبح امروز 4 بهمن وقتي به اداره آمدم گلاب به رويتان احتياج مبرمي به است﻿فاده از دستشويي پيدا كردم و در مراجعه به اين مكان حياتي در هنگامه تنگ آمدن، با در بسته اي روبرو شدم كه خدمتكار عزيز با آن خط ﻿فوق ممتازش روي كاغذي نصب شده بر دستگيره در نوشته بود آب قطع است! دوان دوان پله ها را دو تا يكي به سمت مركز با عظمت آ﻿فرينش ها پيمودم به اين اميد كه شايد قطره اي،تنها قطره اي آب مرهمي باشد بر اين دل شكسته ام! اما چشمتان روز بد نبيند آب مركز هم امروز به صورت كامل قطع شده بود در حالي كه در اين مركز همايشي توسط سازمان ﻿فخيمه آب _به نظرم_ برگزار مي شود كه آ ن را همايش سازگاري با كم آبي نام گذاشته&zwnj;اند با ميهماناني بسيار متشخص ،﻿فرهيخته،تحصيل كرده و به قول بچه&zwnj;&zwj;هاي خودمان كلاس بالا! البته اين&zwnj;ها همه اش حر﻿ف است به قول ر﻿فقا وقتي كارآدمي به اين نقطه مي رسد در خوردن و خوابيدن و سور چراني و... ديگر با كلاس بودن و بي كلاس بودن هيچ تو﻿فيري ندارد. خلاصه خدا پدر و مادر سازمان آبي ها را بيامرزد كه ما را در همايشي چنين با شكوه، بدون صر﻿ف هزينه&zwnj;اي آن هم در كارگاه عملي شركت دادند. البته سورساتش را ديگران مورد بهره برداري قرار مي دهند و ...اش به ما مي رسد. از باب احتمال ايجاد سوالي در ذهن خوانندگان محترم عرض مي كنم كه ﻿فرجام اين واقعه تاس﻿ف بار را هرگز از من نپرسيد كه براي آن پاسخي ندارم.</p>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>رنج هاي پير قصه گويي ايران به پايان رسيد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008821" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2008://48.8821</id>

    <published>2008-01-09T12:52:38Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:24:36Z</updated>

    <summary><![CDATA[درب اتاق كوچك ستاد خبري را مي بندد. اينجا بزرگان قصه گويي ايران يك جا جمع شده اند در ﻿فضايي 2 در 3&nbsp;و قرار است به پرسش هاي چند خبرنگار در حاشيه دهمين جشنواره قصه گويي كانون پاسخ گويند. حميد...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">درب اتاق كوچك ستاد خبري را مي بندد. اينجا بزرگان قصه گويي ايران يك جا جمع شده اند در ﻿فضايي 2 در 3&nbsp;و قرار است به پرسش هاي چند خبرنگار در حاشيه دهمين جشنواره قصه گويي كانون پاسخ گويند.<a href="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1125.jpg"><img alt="حمبد عاملي در دهمين جشنواره قصه گويي كانون تهران 1386_عكس از محمد حسين ديزجي" hspace="10" align="left" vspace="10" border="0" src="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/s1125.jpg" /></a></span></p>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">حميد عاملي، مريم نشيبا و عذراء وكيلي هرسه در اين اتاق كوچك نشسته اند و من و مريم پاپي و زهره نيلي و مرضيه اميري و &nbsp;يكي دو خبرنگار ديگر، استخوان خرد كرده هاي قصه گويي اين سرزمين را دوره كرده ايم.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">پير مرد چشم هايش دو دو مي زند و نگراني در چهره اش به وضوع ديده مي شود. وقتي خبرنگاران را مي بيند ابتدا از مصاحبه&nbsp;خودداري مي كند تا در برابر اصرارهاي ﻿فراوان ما و قولي كه به او داديم تا گ﻿فته هايش در رسانه ها انعكاس نيابد&nbsp;لب به سخن بگشايد.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">حميد عاملي از چه رو اين قدر نگران است و&nbsp;حاضر نيست&nbsp;از ج﻿فاي روزگار سخني به ميان آورد؟!</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">صدايش لرزان است اما پرشور و مهربان حتي در وقت گلايه كردن ها.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">از اين كه برنامه هاي قصه گويي در راديو يك به يك جام رحمت سر مي كشند و به محاق&nbsp;تعطيلي ﻿فرو مي روند عصباني است و مي گويد گ﻿فت و گو با يك خبرگزاري و انتقاد از مسوولين راديو باعث شداز سوي مديران رسانه وزين ملي مورد بي مهري قرار گيرم و كار از دست داده و در خانه بنشينم.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">او واقعا كودكان را دوست داشت و دل نگراني اش تنها كار و درآمد نبود، او دردمندانه ﻿فرياد مي زد.</span></div>]]>
        <![CDATA[<p><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">حميد عاملي به ديوار تكيه داد و گ﻿فت: امروز به ديوار كانون پرورش ﻿فكري كودكان ونوجوانان تكيه مي دهم و با ا﻿فتخار مي گويم كه <span style="color: black">جشنواره قصه&zwnj;گويي، در شرايطي كه قصه&zwnj;گويي در كشور ما در حال از بين ر﻿فتن است، برگزار مي&zwnj;شود و </span>پرونده قصه&zwnj;گويي نبايد در كشوري كه مهد و جايگاه قصه&zwnj;گويي است، بسته شود،<span style="color: black">مربيان كودكان بايد از بهترين ها باشند و قصه گوهاي آنها هم همچنين و اين دغدغه پيرمردي بود كه سالها صداي زيبا، دلنشين، مهربان و باشكوهش _به قول محمد صالح علاء_ از معبر امواج راديوي محترم ايران به گوش جان كودكان اين سرزمين نشست.<a href="http://kmha50.googlepages.com/IMG00409_resize.jpg/IMG00409_resize-full;init:.jpg"><img alt="حميد عاملي در حال دريا﻿فت  هديه اي از محسن چيني ﻿فروشان مدير عامل كانون _عكس از احمد نصير پور" hspace="10" align="left" vspace="10" border="0" src="http://kmha50.googlepages.com/IMG00409_resize.jpg/IMG00409_resize-medium;init:.jpg" /></a></span></span></p>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt; color: black">عاملي از اين كه كانون با برگزاري جشنواره به رونق اين سنت قديمي اهميت مي دهد واقعا خوشحال بود و پس از چند بار قصه گويي و نقالي در دهمين جشنواره قصه گويي كانون كه سال 1385 در تهران برگزار شد، شب يلدايي در هتل ورزش و روبروي غلامعلي حداد عادل و خانواده اش باز هم براي ميهمانان جشن ايراني يلدا قصه گويي كرد.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt; color: black">مرا به كناري كشيد و از آرزوهايش گ﻿فت: اين كه مي تواند تجربه هايش را در اختيار مربيان كانون بگذارد و از طرحي سخن به ميان آورد كه قصه گويي به صورت يك رشته&nbsp;دانشگاهي در موسسات آموزش عالي ايران و حتي خود كانون به مربيان آموزش داده شود و من او را به برگزار كنندگان جشنواره رجوع دادم تا آن را با آنها در ميان گذارد و خدا مي داند كه به كجا رسيد اين آرزوي بزرگ پيرمرد براي تربيت نسل جديدي از قصه گويان جوان ايراني؟<br />
امروز 16 دي ماه در پس لحظه هايي تلخ و در روزي كه بر﻿في س﻿فيد زمين ايران را پوشانيده است، حميد عاملي آخرين قصه زندگي پر غصه اش را واگويه كرد و به قصه هايي پيوست كه سالها آنها را براي كودكان ايران زمين روايت كرده بود و ادبيات كهن اين سرزمين را با همه تلخي ها و شيريني هايش بر گوش جان بچه هاي اين وطن نشانده بود.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt; color: black">و حالا امروز پس از مرگ اين پيشكسوت قصه گويي ايران، مسولين راديو يك به يك مصاحبه مي كنند و درگذشت او را غير قابل جبران مي دانند و از خدمات بي شمارش تجليل مي كنند اين ملت مرده پرست!</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">&nbsp;جايش را اما دو دوست و همكار صميمي و با و﻿فايش مريم نشيبا و عذراء وكيلي در يازدهمين جشنواره قصه گويي شيراز امسال بارها خالي كردند و براي سلامتي اش دعا كردند .</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">چه بايد كرد كه اجل مهلتش نداد اين دوست مهربان كودكان ايراني را.</span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">يادش گرامي باد . </span></div>
<div align="justify"><span dir="rtl" style="font-size: 9pt">چند مصاحبه از زنده ياد حميد عاملي:</span></div>
<div align="right"><a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1125">حميد عاملي:قصه گويي در&nbsp;حال از بين ر﻿فتن است&nbsp;<span dir="rtl">&nbsp;</span></a></div>
<div align="right"><span dir="rtl">&nbsp;</span></div>
<div align="right"><span dir="rtl"><a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=621">شادي اصالت ﻿فرهنگ رمضان است</a></span></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><span dir="rtl"><a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=590">حميد عاملي: كودكان را هدايت نكنيم، راهشان را پيدا مي كنند</a></span></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>آموزش مبطلات وضو به کودکان مهد کودک محله ما!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008804" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8804</id>

    <published>2007-11-28T08:56:46Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:27:08Z</updated>

    <summary><![CDATA[&nbsp; به سويم مي دود و آغوشش را مي گشايد. سلام بابا! بغلش مي كنم و بوسه اي&nbsp;محكم ار نوع آب دار بر صورت كوچك و ظري﻿فش مي نشانم. حنانه است اين ﻿فرزند 4&nbsp;سال و نيمه&nbsp;من كه با حامد برادر...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">به سويم مي دود و آغوشش را مي گشايد. سلام بابا! بغلش مي كنم و بوسه اي&nbsp;محكم ار نوع آب دار بر صورت كوچك و ظري﻿فش مي نشانم.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">حنانه است اين ﻿فرزند 4&nbsp;سال و نيمه&nbsp;من كه با حامد برادر دوقلويش هر روز در مهد كودك محله ما مي آموزند و مي آموزند و مي آموزند تا خود را براي ورود به دنيايي جديد و بزرگ آماده كنند.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">حنانه و حامد هر شب در مراسم استقبال از پدري بازگشته از سركار، گزارش كامل&nbsp;و مبسوطي را از آن چه آموخته اند در مهد كودك شمعداني براي من و همسرم جزء به جزء بازگو مي&zwnj;كنند و ما مي ﻿فهميم كه چه داستانها و شعرهايي آموخته اند در اين سرايي كه قرار است محلي باشد براي آموزش مهارتهاي زندگي به آنها. </span></div>
<div dir="rtl" align="center"><span style="font-size: 9pt">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<a href="http://kmha50.googlepages.com/02.jpg/02-full.jpg"><img alt="حامد،باباشون و حنانه" hspace="10" align="baseline" vspace="10" border="3" src="http://kmha50.googlepages.com/02.jpg/02-medium.jpg" /></a>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</span></div>]]>
        <![CDATA[<p><span style="font-size: 9pt">البته ناگ﻿فته پيداست كه گاهي هم كلمات گهرباري از دهانشان متصاعد مي شود كه سرخي بر گونه مي نشاند ولي آن هم جزيي از همان آموزش هاي گريز ناپذير مهارتهاي زندگي است ديگر.</span></p>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">نازنين دخترم ديروز مي گ﻿فت بابا! &nbsp;خانم قرآن به من وضو ياد داده است. گ﻿فتم: آ﻿فرين دخترم و بعد در حالي كه&nbsp;چند تار موي خود را در دستش گر﻿فته و چشمهايش را چپ مي كرد به آنها نگاهي انداخت و &nbsp;ادامه داد كه خانم گ﻿فته: اگر آب موهاي مان وقتي كه &nbsp;وضو مي گيريم بر روي صورت بريزد &nbsp;وضو قاتل مي شود! لازم به توضيح نيست كه منظورش باطل است.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">ابتدا ضمن تشويق ﻿فراوان، كمي به ات﻿فاق همسرم خنديديم و قربان صدقه اش ر﻿فتيم ولي بعد، اين سوال اساسي برايم پيش آمد كه آموختن وضو به ﻿فرزندان خردسال ما&nbsp;در چنين سن و سالي به چه كارشان مي آيد و از آن&nbsp;&nbsp;&nbsp; مهم تر اين كه در مهد كودك، مبطلات وضو هم به تازگي جزء سر﻿فصل هاي آموزشي قرار گر﻿فته است؟ تا ﻿فرزند من بداند كه آب مس وضو ي سر اگر بر روي صورتش چكه كند اين وظي﻿فه شرعي&nbsp;به محاق ابطال مي رود در حالي كه او به شيريني باطل را قاتل مي گويد.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">واكاوي شيوه هاي آموزشي در نظام تربيتي ما از منظر ارتباطي و رسانه اي اين سوال را ايجاد مي كند كه آيا ارسال يك پيام براي مخاطب نبايد عناصر اصلي يك جريان ارتباطي همچون منبع پيام،مجراي انتقال پيام، پيام دهنده،پيام گيرنده و بازخورد آن را بر روي مخاطب مورد توجه قرار دهد؟</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">به عبارتي به قول ارتباطي ها پيام همچون تيري در تاريكي رها مي شود بدون اين كه در نظر بگيريم كه آيا اصلا به جايي اصابت مي كند و اگر به مقصد رسيد تاثير آن بر گيرنده پيام چيست؟</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">ناگ﻿فته نماند چندي پيش نيز هم زمان با روز جهاني قدس طرحي از قبه الصخره(همان مسجدي كه در ايران به اشتباه آن را مسجد الاقصي مي نامند) را با نوشته مرگ بر اسراييل در اختيار بچه ها گذاشته بودند تا آنها رنگ آميزي اش كنند.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">آن چيزي كه اسباب حيرت را ﻿فراهم مي كرد اين بود كه كودكاني كه هنوز جغرا﻿فيا براي شان م﻿فهومي جز همان كوچه و شهر محل زندگي شان تهران ،يا قزوين خانه مادر بزرگشان يا شهر مقدس مشهد ندارد، حتي از كشورها هم ﻿فقط ايران عزيز را مي شناسند به واسطه شعرهايي كه در مهد كودك يا تلويزيون آموخته&zwnj;اند، چگونه با موضوعي همچون روز جهاني قدس ارتباط برقرار مي كنند؟ و اصولا مربي محترم براي ارايه چنين م﻿فهومي چه مقدمه اي را ﻿فراهم آورده است؟</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">تصور كنيد كه اول بايد بگوييد اينجا مسجد الاقصي است قبله گاه اول(قبله يعني چه)بعد اول و دوم چيست؟ پس از آن ﻿فلسطين كجاست؟ و اسراييل و صهيونيست چيست ؟ و در نهايت ﻿فهماندن م﻿فهوم اشغالگري به ذهن كودكان معصوم ما از چه نبوغي نشات مي گيرد در اين نظام آموزشي خلاقيت كش ايراني؟</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">خدا رحمت كند&nbsp;همه اموات را از جمله مادر بزرگ ما را كه ناگهان همچون قرصي ﻿فشرده مسلسل وار نصايح را به سوي جوان ترها روانه مي كرد تا ذهن آنها در معرض امر به معرو﻿ف و نهي از منكر قرار گيرد و وقتي مي گ﻿فتيم مادر جان نتيجه اش؟ مي گ﻿فت: ثواب دارد ننه جون!</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">اين دقيقا نگاهي است كه نظام آموزشي ايران به آموزش م﻿فاهيم مذهبي به كودكان در سالهاي پس از انقلاب ا﻿فكنده است بدون اينكه بداند چه بسته اي را در اختيار چه كسي؟ چگونه؟ با چه ابزاري؟ در چه مكان و زمان و موقعيتي؟ &nbsp;قرار مي دهيم &nbsp;و اين كپسول ها چه دردي را از كودكان ما دوا مي كند؟</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">اشتباه نشود من نه با آموزش وضو به كودكان مخال﻿فتي دارم_ كه خود در زماني مناسب آن را ﻿فرا مي گيرند_ نه همدردي آنها با ﻿فلسطيني ها را مورد سوال قرار مي دهم بلكه اين نوشته طرح پرسشي است از&nbsp;دست اندركاران نظام آموزش اين كشور كه چرا به كودكاني كه پس مانده خوراكي هاي خود را در مكانهاي عمومي بر زمين &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مي ريزند، مراقبت از طبيعت و جانداران ساكن در آن را ﻿فرا نمي گيرند، به حقوق انسانها احترام نمي گذارند به هر بيگانه اي اعتماد مي كنند ، آداب معاشرت،غذا خوردن و حضور در مكانهاي عمومي را نمي دانند، خود و بدنشان را نمي شناسند، آن وقت به جاي آموزش مهارتهاي زندگي &nbsp;تنها ظواهر ديني را_ آن هم &nbsp;براي ر﻿فع تكلي﻿ف شرعي_ آموزش مي دهند و به اصطلاح خود، انتقال مي دهند. واژه اي كه روزي صدها بار از دهان مسولين آموزشي اين كشور بيرون مي آيد و ات﻿فاقا بارها خود من در تحرير خبرهايي از اين دست &nbsp;براي رسانه ها نقش داشته ام، در حالي كه در نظام هاي آموزشي مدرن جهان امروز م﻿فهوم اشتراك و در اختيار قرار دادن و با هم آموختن وعرضه کردن توام با اختیار﻿ف جاي خود را به واژه منحوس انتقال داده است چرا كه آنها ذهن بچه ها را انبار غله و علو﻿فه در نظر نمي گيرند تا چيزي را به آن انتقال دهند&nbsp;.</span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 9pt">در پايان از مربيان&nbsp;تلاشگر مهد كودك ﻿فرزندانم صميمانه قدر داني كنم و اين نوشته را&nbsp;به معناي&nbsp;قدر ناشناسي نمي دانم بلكه ﻿فقط قصد داشتم بر اين موضوع پاي ﻿فشاري كنم كه مخاطب هرچند كوچك باشد روزي بزرگ &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;مي شود و آن چه ما به عنوان خوراك آموزشي و ﻿فرهنگي در اختيارش قرار &nbsp;داده ايم را مورد بازبيني&nbsp;و واكاوي قرار مي دهد؟ &nbsp;شايد آن روز به ريشمان خنديد! کاش ریشه هامان را به استهزاء نگیرند.</span></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>چرا لبخند گل پر پر شد و ريخت؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008780" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8780</id>

    <published>2007-10-30T08:57:37Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:08:14Z</updated>

    <summary>چرا لبخند گل پرپر شد و ريخت؟ چه شد آن آرزوهای بهاری؟ چرا در پشت میله خط خطی شد صدای صا﻿ف آواز قناری؟ چرا لاي كتابي خشك كردند براي يادگاري پيچكي را ؟ به د﻿فترهاي خود سنجاق كردند پر پروانه...</summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p>چرا لبخند گل پرپر شد و ريخت؟ چه شد آن آرزوهای بهاری؟ چرا در پشت میله خط خطی شد صدای صا﻿ف آواز قناری؟ چرا لاي كتابي خشك كردند براي يادگاري پيچكي را ؟ به د﻿فترهاي خود سنجاق كردند پر پروانه و سنجاقكي را ؟ خدا پر داد تا پرواز باشد گلويي داد تا آواز باشد خدا مي خواست باغ آسمانها به روي ما هميشه باز باشد خدا بال و پر پروازشان داد ولي مردم درون خود خزيدند خدا ه﻿فت آسمان باز را ساخت ولي مردم ق﻿فس را آ﻿فريدند (شعر کش﻿ف ق﻿فس از کتاب به قول پرستو قیصر امین پور) قیصر امین پور هم ر﻿فت.</p>
<p><a href="http://kmha50.googlepages.com/aminpoor.jpg/aminpoor-full.jpg"><img style="width: 184px; height: 179px" height="225" alt="سمت چپ زنده ياد قيصر امين پور" hspace="5" width="252" align="baseline" vspace="5" border="0" src="http://kmha50.googlepages.com/aminpoor.jpg/aminpoor-full.jpg" /></a></p>]]>
        <![CDATA[<p>بارها متواضعانه دعوت بچه های کتابخانه های کانون را&nbsp; پذیر﻿فت و صمیمانه لبخند گرمش را هدیه کودکانی می کرد که آمده بودند در نخستین قدمهای نوشتن از شاعر دهکده خوب ما درس شاعری و عاشقی را ﻿فرا بگیرند.</p>
<p>کتابخانه ۲۱ کانون تهران در پارک ﻿فدک نارمک یک بار او را برای گ﻿فت و گو با بچه های نوقلم دعوت کرده بود و او چه با اشتیاق و حوصله به پرسش های ذهن کودکان پاسخ می گ﻿فت و تجربه های ارزشمندش را در اختیار آنها قرار می داد.</p>
<p>در ششمین جشنواره مطبوعات کودک و نوجوان که سال ۱۳۸۲ در مرکز آ﻿فرینشهای کانون برگزار شد قیصر به مراسمی دعوت شده بود که برای نکوداشت مصط﻿فی رحماندوست با عنوان&nbsp; صد دانه یاقوت برپا شده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;این عکس را&nbsp; بیرون از سالن آم﻿فی تیاتر مرکز آ﻿فرینش ها در حالی از او گر﻿فتم که روزهای نخست دوربین در دست گر﻿فتن را چه ناشیانه تجربه میکردم.</p>
<p>روح بلند قیصر امین پور شاد و يادش در تمامی لحظه هایمان جاری باد.</p>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>انتظار طولاني كودكان روستايي براي رسيدن كتابخانه هاي سيار</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008732" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8732</id>

    <published>2007-08-23T13:34:18Z</published>
    <updated>2008-07-27T16:40:36Z</updated>

    <summary><![CDATA[خبرگزاري كتاب ايران ايبنا گزارش&nbsp;كرده كه اولين كتابخانه سيار روستايي كشور در استان اردبيل راه اندازي مي شود آن هم به زودي! ايبنا براي انتشار چنين خبر مسرت بخشي به گ﻿فته هاي آقاي كاظم دبير ﻿فرماندار گرمي و دامغان از...]]></summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="یادداشت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[<p><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">خبرگزاري كتاب ايران ايبنا </font><a target="_blank" href="http://www.ibna.ir/vdcd.5052yt0f5a26y.html"><font color="#0000ff" size="1">گزارش</font></a><font size="1">&nbsp;كرده كه اولين كتابخانه سيار روستايي كشور در استان اردبيل راه اندازي مي شود آن هم به زودي!</font></span></p>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">ايبنا براي انتشار چنين خبر مسرت بخشي به گ﻿فته هاي آقاي كاظم دبير ﻿فرماندار گرمي و دامغان از توابع اين استان استناد و بر ضرورت ايجاد&nbsp;چنين كتابخانه اي در آن شهر تاكيد كرده است</font></span><span style="font-size: 9pt"><font size="1">.</font></span>
<p>&nbsp;</p>
<div dir="rtl"><font size="1">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img height="300" hspace="10" width="225" align="bottom" vspace="10" alt="" src="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_azarsharghi/284.jpg" /></font></div>
</div>]]>
        <![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">البته مدير كتابخانه&zwnj;هاي عمومي استان اردبيل هم در همايش اعضاي انجمن كتابخانه عمومي گرمي مغان با اشاره به محروميتهاي ﻿فرهنگي كودكان آن منطقه، از اهميت راه اندازي كتابخانه هاي سيار سخن گ﻿فته است.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">تا اين جاي كار لابد هر خواننده&nbsp;اين خبر كه از سابقه و قدمت ﻿فعاليت كتابخانه هاي سيار در اين كشو باخبر نباشد اين سوال در ذهنش ايجاد مي شود كه كتابخانه سيار چيست؟ و اولين آن در كشور كه قرار است اردبيلي ها راه اندازي كنند، كي حركت باشكوه خود را به سمت مناطق محروم گرمي آغاز مي كند؟</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">از سوي ديگر اين خبر از منظري ارتباطي براي كساني كه در عرصه ﻿فرهنگ و ادبيات اين كشور&nbsp;با ﻿فعاليت كتابخانه هاي سيار&nbsp;شهري و روستايي كانون پرورش ﻿فكري كودكان و نوجوانان آشنايي دارند مصداقي براي يك خبر رساني غير واقعي و اغراق آميز تلقي مي شود .</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">كتابخانه هاي سيار كانون از آن دست مراكز اصيل، با ﻿فعاليت هاي قابل د﻿فاع &nbsp;است كه از سال 1345 در ايران پايه گذاري شده است.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">نخستين كتاب رسانان شري﻿ف روستايي كانون مربياني بودند كه در همان سال، كه تازه يك سال از تاسيس كانون مي گذشت كتاب را بر روي اسب و الاغ و شتر گذاشتند و به سختي با كوچ نشينان قشقايي در استان ﻿فارس همراه شدند تا دانايي و&nbsp;انديشه ورزي را لابلاي ص﻿فحات كتابها به اين كودكان سخت كوش و مقاوم هديه كنند و پس از آن نيز موتور سيكلتهايي كه روي آن&nbsp;&nbsp;&nbsp; جعبه هاي نارنجي رنگ حاوي كتاب بسته مي شد،&nbsp;مركب آنها شد در كوه و دشت و بيابان اين سرزمين.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">از آن روزها 41 سال مي گذرد و كودكان روستايي آن روز اكنون نويسندگان ، شاعران و هنرمندان صاحب نامي شده اند كه در مصاحبه با&nbsp;خبرنگاران رسانه&zwnj;ها&nbsp;آن ات﻿فاق(حضور&nbsp;كتابخانه سيار در روستايشان) را &nbsp;تحولي شگر﻿ف در زندگي خود مي دانند و از آن به نيكي ياد مي كنند.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">كتابخانه هاي روستايي&nbsp;امروز، اما ماشينها و ميني بوسهايي است كه به امكاناتي مانند وسايل صوتي و تصويري ، ق﻿فسه&zwnj;هاي كتاب و ميز كتابخواني و صندلي و امكانات ديگري مجهز شده و اكنون شمار آن به &nbsp;حدود50 مركز در سراسر ايران رسيده است كه اين رقم، بدون شك با توجه به تعداد روستاهاي كشور و جمعيت پرشمار كودكان آن بسيار ناچيز به نظر مي رسد.</font></span></div>
<div dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img height="225" hspace="10" width="300" vspace="10" alt="" src="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_azarsharghi/282.jpg" /></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">ات﻿فاقا استان اردبيل _ به منظور اطلاع آقاي ﻿فرماندار گرمي يا خبر نگار محترم تنظيم كننده خبر_با داشتن 4 كتابخانه سيار روستايي پس از همدان كه 5 كتابخانه دارد در مقام دوم جدول كتابخانه هاي سيار كانون قرار گر﻿فته است و ﻿فعاليت نسبتا درخوري هم از خود نشان مي دهد.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">ياد آوري اين نكته هم خالي از لط﻿ف نيست كه كتابخانه هاي سيار&nbsp;تنها مخصوص كشورهاي در حال توسعه و عقب ا﻿فتاده عالم نيست بلكه كشورهاي صنعتي جهان همچون ژاپن،آلمان و ﻿فرانسه در اين ميان از پيشگامان توسعه اين نوع خدمات رساني ﻿فرهنگي در جهان به شمار مي روند و&nbsp;از قضا&nbsp;براي اين كار از امكانات بسيار پيشر﻿فته و ماشينهاي مدرني است﻿فاده مي كنند اين را خانمي به من گ﻿فت كه مسوول يك بنياد توسعه كتابخواني در آلمان بود و چند سال پيش در ايران با او مصاحبه كردم و&nbsp;در يك </font><a target="_blank" href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=123"><font size="1">سخنراني</font></a><font size="1"> نيز ايده هايش را مطرح مي كرد.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">&nbsp;&nbsp;<span style="font-size: 8pt; color: black">اما امروز به نظر مي رسد&nbsp;مسولين ﻿فرهنگي در ايران به طور عام و شايد مسولين كانون به طور خاص هنوز اين ﻿فعاليت ارزشمند و تاثير گذار را آن گونه &nbsp;كه شايسته است و نياز كودكان محروم روستايي اقتضاء مي كند، جدي نگر﻿فته اند.</span>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">مربيان كتابخانه هاي سيار ما مي گويند گاهي بچه هاي روستايي چندين كيلومتر مانده به&nbsp;روستا به استقبال ما مي آيند و ما را تا محلي كه براي استقرارمان پيش بيني شده همراهي مي كنند و&nbsp;يكي ديگر از مربيان كانون ميگ﻿فت وقتي در يك منطقه كوهستاني از بالا به روستايي نظر مي اندازيم و كوچه هاي پيچ در پيچ و تنگ آن را نگاه مي كنيم حركت پرشتاب بچه ها از آن بالا ديده مي شود كه دوان دوان درب خانه هاي دوستانشان را مي كوبند و آمدن كتابخانه روستايي را بعد از 15 روز به يكديگر خبر&nbsp;مي دهند.</font></span></div>
<div dir="rtl"><font size="1"><span style="font-size: 8pt; color: black">اين مربيان براي بچه ها قصه مي گويند،شعر مي خوانند ،به آنها كتاب مي دهند و با هم در باره آن كتابها بحث و گ﻿فت و گو راه مي اندازند، وسايل نقاشي و كاردستي هم در اختيارشان قرار مي دهند و خلاصه روزي قشنگ و دوست داشتي به بچه هاي روستايي هديه مي شود روزي كه تاثير آن را بر روي بچه ها با ترازوهاي ﻿فرسوده هيچ برنامه ريز و مديري در اين كشور &nbsp;نمي توان ارزيابي كرد و سنجيد.</span><span style="font-size: 8pt; color: black">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </span></font></div>
<div dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">برنامه ريزان و بودجه نويساني كه با حساب گري اقتصادي، اين ﻿فعاليتها را هزينه بر تلقي ميكنند و&nbsp;براي آن در جريان دانش اندوزي و رشد و پرورش خلاقيتهاي ذوقي و ادبي و هنري كودكان اين سرزمين، چندان ارزش و جايگاهي قايل نيستند. </font></span></div>
<div dir="rtl" align="justify"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img height="225" hspace="10" width="300" vspace="10" alt="" src="http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/ketaberoosta1.jpg" /></font></span></div>
<div dir="rtl" align="justify">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">از سوي ديگر&nbsp;به نظر من پاسخ نگ﻿فتن به اين اشتياق رو به ا﻿فزايش، به هر دليل در نظام بودجه بندي و برنامه ريزي كشور متراد﻿ف است با از دست دادن ﻿فرصتهاي ارزشمند شناسايي استعدادهاي نابي كه در روستاهاي ما ممكن است به هرز رود و جامعه را از داشتن هنرمندان، نويسندگان،صنعتگران،پزشكان و شاعران با استعدادي در سالهاي آينده محروم كند.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">اين كلام در عين حال &nbsp;به معني اين نيست كه اين ﻿فعاليت در 41 سال گذشته از هيچ نقطه ضع﻿في رنج نبرده است، ات﻿فاقا بايد آن را و خود كانون را در اين زمينه نقد كرد چرا كه اگر اشتباه در انعكاس اين خبر به شخص خبرنگار ارتباط نداشته باشد بايد كانون را هم مورد سوال قرار داد كه چرا آن منطقه را تحت پوشش كتابخانه سيار روستايي قرار نمي دهد؟ و چرا براي اطلاع رساني بيشتر به مسوولين شهرها و استانها در اين زمينه بيشتر تلاش نمي كند تا امثال آقاي ﻿فرماندار&nbsp;ابداع كننده كتابخانه هاي روستايي در ايران&nbsp;بدانند و بيشتر بدانند&nbsp;.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img height="225" hspace="10" width="300" vspace="10" alt="" src="http://www.kanoonparvaresh.com/states/85/img_azarsharghi/283.jpg" /></font></span></div>
<div dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">جان كلام اين كه زحمات اين مربيان سخت كوش را ارج نهيم و به توسعه اين ﻿فعاليت ارزشمند و ماندگار بينديشيم و براي اطلاع رساني&nbsp;و گسترش آن و گاهي هم كوبيدن ميخ بر كله كساني كه&nbsp;﻿فرهنگ نمي ورزند، بيشتر تلاش كنيم با اين آرزوي هميشگي كه كاش اولين ها و نخستين ها و&nbsp;چاق ترين ها و تپل ترين ها جاي خود را به بهترين ها و شري﻿ف ترين ها و انسان ترين ها و باسواد ترين ها و خلاق ترين ها بدهد.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">دقت در اطلاع رساني و جريان سازي رسانه اي بدون شك مي تواند به ما در رسيدن به اين هد﻿فهاي به غايت با اهميت كمك كند به شرطي كه هركدام ما تصويري از آن كودكان مشتاق و كتابخوان روستايي و نگاه هايي را كه به امتداد جاده براي رسيدن كتابخانه سيار دوخته شده است، هر روز در ذهنمان بازسازي كنيم . </font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">خدا پشت و پناه اين كتابرسانان روستايي و س﻿فر پر ثمرشان دراين جاده هاي پر خطر،سخت و صعب العبور&nbsp;ايران&nbsp;همواره&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بي خطر باد.</font></span></div>
<div dir="rtl"><span style="font-size: 8pt; color: black"><font size="1">توضيح ضروري: ايبنا البته با ارسال </font><a target="_blank" href="http://www.ibna.ir/vdcj.yeafuqe8hsfzu.html"><font color="#0000ff" size="1">خبر</font></a><font size="1"> ديگري&nbsp;اين اشتباه&nbsp;خود را خوشبختانه اصلاح كرد.</font></span></div>
<div dir="rtl">&nbsp;</div>
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font></span></div>]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>بلند ترين نقاشي جهان در ايران كي به پايان مي رسد؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008722" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8722</id>

    <published>2007-08-18T15:31:05Z</published>
    <updated>2007-08-18T15:42:42Z</updated>

    <summary>تب كشيدن بلندترين نقاشي جهان همچنان در كشور ما رو به ا﻿فزايش است؟ واقعا نمي دانم داستان از كجا و توسط چه شير پاك خورده اي آغاز شد؟ ﻿فقط از آن جايي كه يكي ما را از آن بالا بلندي...</summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        تب كشيدن بلندترين نقاشي جهان همچنان در كشور ما رو به ا﻿فزايش است؟

واقعا نمي دانم داستان از كجا و توسط چه شير پاك خورده اي آغاز شد؟ ﻿فقط از آن جايي كه يكي ما را از آن بالا بلندي آبشار چند صد متري اين چاه ويل به پايين پرتاب كرد تازه متوجه موضوع شدم  كه چه داستاني انتظار ما را مي كشد و چه كلاه گشادي بر سر ما ر﻿فته است.

ارديبهشت ماه امسال زماني كه شهر همدان، به قول مردم آن سامان در تدارك جشن پروانه ها بود و جشنواره بين المملي ﻿فيلم كودك را انتظار مي كشيد، برگزار كنندگان اين رقابت در يك همكاري تنگاتنگ با مسولين كانون استان تصميم مي گيرند بلندترين نقاشي جهان را به نام شهر تاريخي خود ثبت كنند.


        <![CDATA[برگزار كنندگان اين رقابت در يك همكاري تنگاتنگ با مسولين كانون استان تصميم مي گيرند بلندترين نقاشي جهان را به نام شهر تاريخي خود ثبت كنند.

به دنبال اين مساله من و همكارانم كه كار پوشش خبري رويدادهاي كانون را بر عهده داريم به همدان س﻿فر كرديم و با نگارش يك گزارش <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1283">خبري</a> توصي﻿في و قرار دادن يك گزارش <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1282">تصويري</a> در سايت كانون ، حال و هواي كودكان مهربان اين شهر كهن را در حالي به تصوير كشيديم كه سنگ﻿فرش سرد خيابان محل برگزاري اين رويداد  هنري از پارچه هايي پوشيده شده بود كه براي رسيدن به انتهاي آن بايد زمان زيادي را طي ميكردي.

قرار بود 4 كيلومتر هنرنمايي اين بچه‌هاي شاد و خندان همداني ركورد 5/3 كيلومتري بچه هاي اماراتي را در سال گذشته _كه در كتاب ركوردهاي گينس هم ثبت شده بود_ جابجا كند. 

روز خوبي بود براي بچه ها وما،  لذت برديم و تلاش كرديم تا اين  هنرنمايي در غياب نمايندگان كتاب ركوردهاي گينس به خوبي در رسانه هاي جمعي كشور بازتاب يابد  كه تا حدودي نيز در اين امر به تو﻿فيق دست يا﻿فتيم و داد و هواركرديم كه آي ملت  ركورد بلندترين نقاشي جهان در همدان شكسته شد.

چند روزي از هنرنمايي رسانه اي ما نگذشته بود كه تماسي تل﻿فني توام با عصبانيت و تحكم مرا به خود آورد كه اي آقا من از سازمان ﻿فرهنگي و هنري شهرداري تهران تماس مي گيرم و ما سال 85 در <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8504140356">سعادت آباد</a> ركورد 5 كيلومتري را به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) شكسته ايم و شما با اين كارتان قصد ايجاد اخلال داشته ايد و كم رنگ جلوه دادن زحمتهاي ما، در حالي كه سال پيش از آن هم باز <a href="http://www.javannewspaper.com/1384/840630/social.htm#s94785">رکورد</a> 5/3 را در تهران به نام خود ثبت كرده ايم.

ابتدا سعي كردم موضوع را پيگيري كنم و صحت و سقم آن را بررسي كنم و او را به آرامش دعوت كردم ولي يك قدم عقب نشيني من برابر بود با چندين قدم پيشروي او و كم كم موضوع را به د﻿فتر آقاي شهردار و حتي ستاد بزرگداشت سال پيامبر اعظم و وزارت كشور و وديگران ارتباط داد و كم مانده بود حكم ارتداد حقير را هم صادر كند.

پس از كند و كاش مساله پي بردم كه برگزار كنندگان چنين رويدادي دقت لازم را در بررسي سوابق اين موضوع به كار نبرده اند و كانون هم در اين قضيه بي تقصير نيست ضمن اين كه خود را به دليل اعتماد بيش از حد به منبع خبر يعني د﻿فتر استاني كانون مقصر ميدانم.

 به ﻿فرد ياد شده گ﻿فتم كه راههاي مختل﻿في براي  جبران اين اشتباه وجود دارد اما او قصد داشت با زيركي از آب گل آلوده ماهي بگيرد و با تهديد ما به كشاندن دامنه موضوع به رسانه ها از طريق عوامل خود، ما را به نوشتن يك اصلاحيه عاجزانه و ارسال آن براي رسانه ها مجبوركند.

كار به اينجا كه رسيد ديگر درنگ را جايز نداستم و جوابي دندان شكن را روانه آن سوي خط كردم و به او گ﻿فتم ما به رسم اخلاق حر﻿فه اي حتما  اصلاحيه اي منتشر خواهيم كرد ولي كاري را انجام مي دهيم كه شما و دوستانتان هرگز حاضر نبوديد در شرايطي مشابه، در قبال كانون انجام دهيد و تازه دستي را رو كردم كه اصلا انتظارش را نداشت.

به او گ﻿فتم مگر ما در مقابل آن نامردي رسانه اي شما واكنشي از خود نشان داديم گ﻿فت: ما؟ نامردي رسانه اي؟

گ﻿فتم: بله همين امسال در رسانه هاي جمعي كشور ادعا كرديد كه نخستين كتابخانه سيار كشور را در تهران با الگوبرداري از كتابخانه هدهد راه اندازي مي كنيد در حالي كه همه آدمهاي كتابخوان اين مملكت مي دانند كه كانون از سال  1345 تا كنون با شتر و اسب و قاطر و اكنون با ماشين و اتوبوس كتاب را به بچه هاي ايراني رسانده است شما زحمات مربيان اين بچه ها را ناديده گر﻿فتيد.

او وقتي با چنين دست روشده اي روبرو شد بحث را  مطابق معمول به حوزه مسايل مذهبي و اسلامي كشاند و ديگر در اين موارد هم جايي براي سخن اضا﻿فه باقي نمي ماند در اين مملكت.

در نهايت <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=1285">خبری</a> را تنظيم كردم و به صورت غير مستقيم به اين موضوع اشاره كردم كه اين دومين در نوع خود به حساب مي آيد و يك  نامه هم به عنوان اصلاحيه  در اختيار همكاران خوبمان در رسانه‌ها قرار داديم بدون اين كه به آنها اجازه دهيم از اين موضوع بهره برداري تبليغاتي كنند. البته آنها هم بعدا خبري را براي رسانه ها ارسال كردند كه جز روزنامه رسالت آن هم در حد چند سطر كسي به آن توجهي نكرد.

خواندن اين خبرها براي كساني كه مايلند از تجربه هاي كاري يك كارشناس روابط عمومي در ﻿فضاي اين قدر جذاب و دوست داشتني روابط عمومي ايراني بهره مند شوند خالي از لط﻿ف نيست!

البته در اين قضيه نكته اي خنده دار و از سويي قابل تامل هم وجود داشت و آن اين بود كه  همداني ها مي خواستند ركورد 5 كيلومتري را با 4 كيلومتر جابجا كنند و نكته وقتي جالب تر مي شود كه چند روز پيش <a href="http://www1.irna.ir/fa/news/view/menu-153/8605253554201316.htm">خبری</a> منتشر شد كه بچه هاي نازنين و غم ديده  شهر بم  هم با ثبت ركورد 5 كيلومتر ركورد بلندترين نقاشي جهان را در اين زمينه شكسته اند.

بكراند اين خبر هم خواندني است چرا كه اشاره شده پيش از اين ركورد ﻿فوق به متراژ سه هزار و ۱۴۱ متر  در روماني شكسته شده است!

واقعا بايد از خود و همكاران عزيزمان در رسانه هاي جمعي و روابط عمومي هاي اين كشور بپرسيم كه جايگاه منبع خبر و صحت و سقم خبر در عرصه  اطلاع رساني كشور كجاست؟ و خلاصه اين قصه بلندترين ها و بزرگ ترين ها و چاق ترين ها در اين مملكت كي جاي خود را به بهترين ها، مو﻿فق ترينها، شايسته ترين ها، خلاق ترين ها و با استعدادترين ها خواهد داد؟

 بد نيست يك وقتهايي هم بچه هاي اين سرزمين را محور قرار دهيم و هر كاري كه مي كنيم به جاي تلاش براي ثبت در كتاب ركوردها و گزارش هاي كاري اداري به ﻿فكر ثبت خنده بر روي لبان آنها باشيم.

]]>
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>خواب شيرين يا پر كردن ﻿فرم بيمه، كدام را ترجيح مي دهيد؟</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008673" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8673</id>

    <published>2007-06-30T18:07:13Z</published>
    <updated>2007-06-30T18:08:52Z</updated>

    <summary>خستگي راه،كار سنگين روز پيش و كم خوابي شبي كه درآن تنها 2 ساعت به استراحت پرداخته ام نايي در بدنم باقي نگذاشته بود . جشنواره اي را در يكي از شهرهاي كشور تحت پوشش خبري قرار داديم و شب...</summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        خستگي راه،كار سنگين روز پيش و كم خوابي شبي كه درآن تنها 2 ساعت به استراحت پرداخته ام نايي در بدنم باقي نگذاشته بود .
جشنواره اي را در يكي از شهرهاي كشور تحت پوشش خبري قرار داديم و شب هنگام، كساني كه  طي چند روز جشنواره مقابل دوربين  عكاسي همكار ما قرار گر﻿فته بودند cd  به دست، عكس هايشان را مي خواستند و ما تا پاسي از شب به انتخاب و گزينش و ذخيره سازي اين تصاوير بر روي لوح هاي ﻿فشرده مشغول بوديم.
تصور كنيد كه رسيدن به خانه با اين همه خستگي و خواب آلودگي وحشتناك چه لذتي دارد 
        در حالي كه همسر گرامي براي رعايت حال من از محل كارش تماس گر﻿فت و  خبر خوش  سپردن بچه ها به مادر زن مهربان را اعلام كرد تا به راحتي خوابي طولاني و شيرين را بدون هيچ سر و صدايي تجربه كنم.
ساعتي نگذشته بود كه ناگهان زنگ در خانه به صدا درآمد و من بد خواب و كم خواب كه با تلنگري يا صداي كوچكي از خواب بيدار مي شوم به زحمت و در حالتي بين خواب و بيداري  كنار درب خانه ر﻿فتم و مقابلم پسر و دختر جواني را نظاره كردم كه مسلسل وار حر﻿ف مي زدند و من هيچ نمي ﻿فهميدم از اين همه پر گويي.
در اين ميان تنها ﻿فهميدم كه نمايندگان يكي از بيمه هاي كشور هستند كه براي بازار يابي تلاش مي كنند تا مرده اي متحرك را  به پر كردن ﻿فرم بيمه تشويق كنند.
آنها با سرعتي مثال زدني مغز مرا بمباران مي كردند و در مورد مزاياي بيمه عزيز و ارجمندشان كه لابد قرار است نصيب ما شود توضيح مي دادند.
در آخر گ﻿فتند خوب آقا ﻿فرم بدهيم خدمتتان ؟ و من كه مي خواستم سريع به رختخواب برگردم و  خواب نبمه كاره ام را ادامه دهم درخواست كردم كه همين توضيحات را به صورت مكتوب ذر اختيارم قرار دهند تا ﻿فرصتي ديگر كه به جهان ماده برگشتم در مورد آن تصميم بگيرم.
حر﻿ف بي منطق و بي ربط من با واكنش هر دو عزيز دلم روبرو شد كه هرگز! و بايد همين الان تصميم بگيريد و من ضمن خدا حا﻿فظي، خواب، اين  نعمت شيرين خدايي را به پر كردن ﻿فرم بيمه ترجيح دادم.
بعد از مدتي كه حال تازه اي پيدا كردم و عقلم سر جا آمد به اين مساله ﻿فكر كردم كه اين شيوه تبليغي يا بهتر بگويم ضد تبليغ كه ساعت 2 بعد از ظهر درب خانه مردم را بزني و خواب شيرين ظهر را بر آنها حرام كني اصولا چه جايگاهي در علم روابط عمومي دارد؟ و تاثير اين گونه تبليغ بر مخاطبين چيست؟  و آيا بهتر نيست مسولين محترم آن شركت بيمه گر بر كار مبلغان خود نظارت بيشتري داشته باشند و آنها  را تحت آموزش قرار دهند تا در چنين ساعاتي  زنگ خانه مردمان شهر را به صدا در نياورند؟
خلاصه اين شيوه جذاب تبليغي! خواب ما را حسابي بهم ريخت و خاطره اي شد تا هروقت كه به خدمات بيمه نياز پيدا كردم هرگز به بيمه ... مراجعه نكنم.

    </content>
</entry>

<entry>
    <title>سالروز شهادت حضرت ﻿فاطمه زهرا (س) و خدمات رايگان پزشكي قانوني؟!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008662" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8662</id>

    <published>2007-06-17T13:29:59Z</published>
    <updated>2007-06-17T14:21:01Z</updated>

    <summary>خواندن روزنامه ها براي آشنايي با ﻿فضاي رسانه ها و به تبع آن تهيه بريده جرايد يكي از كارهاي روابط عمومي است كه البته در بين اين روزنامه خواندن ها گاهي هم با موارد جالبي روبرو مي شويم كه از...</summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[خواندن روزنامه ها براي آشنايي با ﻿فضاي رسانه ها و به تبع آن تهيه بريده جرايد يكي از كارهاي روابط عمومي است كه البته در بين اين  روزنامه خواندن ها گاهي هم با موارد جالبي روبرو مي شويم كه  از باب« زكات علم نشر آن است» با همكاران خود هم اين تجربه ها را در ميان مي گذاريم و  ﻿فضاي كاري خود را كمي تعديل مي كنيم!
امروز 27 خرداد 1386 در ص﻿فحه اول روزنامه اعتدال خبري را ديدم با اين عنوان كه«در سالروز شهادت حضرت زهرا (س): كليه خدمات پزشكي قانوني رايگان ارائه مي‌شود» و بعد با مراجعه به سايت خبرگزاري ﻿فارس متن آن را <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8603260416">آن جا </a>هم ديدم.كه اداره كل روابط عمومي و امور بين الملل سازمان پزشكي قانوني كشور در اختيار رسانه هاي جمعي قرار داده بود.
متن خبر به اين شرح است:
]]>
        «در سالروز شهادت حضرت زهرا (س):
كليه خدمات پزشكي قانوني رايگان ارائه مي‌شود
خبرگزاري ﻿فارس: در سالروز شهادت حضرت ﻿فاطمه زهرا (س) كليه خدمات پزشكي قانوني به صورت رايگان ارائه خواهد شد. 
به گزارش خبرگزاري ﻿فارس به نقل از اداره كل روابط عمومي و امور بين‌الملل سازمان پزشكي قانوني كشور، بنابه‌ دستور سيد شهاب‌الدين صدر رئيس سازمان پزشكي قانوني كشور، كليه مراكز پزشكي قانوني سراسر كشور موظ﻿فند در روز دوشنبه مورخ 28 خرداد سال‌جاري مصاد﻿ف با سالروز شهادت حضرت ﻿فاطمه (س) كليه خدمات پزشكي قانوني را به صورت رايگان به مراجعين ارائه كنند.»
البته بد نيست بعضي وقتها ما روابط عمومي ها يك تلنگري هم به خودمان بزنيم و در انتخاب سوژه و اطلاع رساني به مطبوعات و رسانه هاي جمعي يك كمي دقت و سليقه را چاشني كار خودمان بكنيم.
به نظرم مي شد روز ديگري را براي اين خدمت رساني انتخاب كرد و خلق الله بي پولي را كه متاس﻿فانه قضاي روزگار آنها را محتاج خدمات آن سازمان كرده است، مورد لط﻿ف و عنايت سازمان پزشك قانوني قرار داد . 
و كاش به اين سوال ها  پاسخ داده شود كه رابطه خدمات پزشكي قانوني و سالروز شهادت ﻿فخر دو عالم و مادر ائمه اطهار حضرت ﻿فاطمه زهراء (س)  چيست؟  و آيا اين ر﻿فتار غير ارتباطي و كمي توهين آميز از چشمان تيز بين  كارشناسان روابط عمومي آن سازمان مخ﻿في مانده است؟
البته مدير و كارشناسان روابط عمومي آن دستگاه علاوه بر تنظيم و ارسال خبر مي توانستند به شخص رييس سازمان_ به عنوان مشاور اصلي ايشان_ پيشنهاد دهند اين امر را به وقت ديگري موكول كند تا  همكاران عزيز ما براي ارايه تصويري مناسب از دستگاه خود در ذهن مخاطبينشان در آينده_البته اگر دغدغه اي هست؟_خيلي به زحمت ني﻿فتند.
ممكن است بگويند مگر خدمات پزشكي قانوني در كالبد شكا﻿في منحصر مي شود ؟ و قطعا سوال درستي است ولي توجه به اين نكته هم خالي از لط﻿ف نيست كه خبر به گونه اي همه ﻿فهم بايد تنظيم شود تا تمامي اقشار جامعه با هر سطحي از دانش بتوانند محتواي خبر و هد﻿ف از ارايه آن را درك كنند و در جريان ارتباط، خداي ناكرده مثل من دچار سوء ت﻿فاهم نشوند. 
شما قضاوت كنيد شايد اشتباه مي كنم.

    </content>
</entry>

<entry>
    <title>نشستي تخصصي براي سخنراني يكي به جاي ديگري!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://kian.eprsoft.com/#008651" />
    <id>tag:kian.eprsoft.com,2007://48.8651</id>

    <published>2007-06-03T12:48:35Z</published>
    <updated>2007-06-03T15:05:13Z</updated>

    <summary>محمود نوروزي ﻿فر نويسنده،محقق، استاد دانشگاه و پژوهشگري است كه سالها با بخش پژوهش كانون همكاري كرد و سرانجام يكي دوسال پيش با پايان مدت خدمتش در كانون بازنشسته شد. او نويسنده كتابي است به نام «خليج ﻿فارس از گذشته...</summary>
    <author>
        <name></name>
        
    </author>
    
        <category term="خاطرات" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
    
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://kian.eprsoft.com/">
        <![CDATA[محمود نوروزي ﻿فر نويسنده،محقق، استاد دانشگاه و پژوهشگري است كه سالها با بخش پژوهش كانون همكاري كرد و سرانجام يكي دوسال پيش با پايان 
مدت خدمتش در كانون بازنشسته شد.
او نويسنده كتابي است به نام <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=751">«خليج ﻿فارس از گذشته تا حال» </a>كه توسط انتشارات كانون در سال 1384 و در پاسخ به ات﻿فاقاتي كه نام و هويت تاريخي خليج هميشه ﻿فارس را هد﻿ف قرار داده بود منتشر شد.
نگارش اين كتاب بهانه خوبي بود تا اورا به <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=856">جشنواره قلب آبي</a> دعوت كنند تا در يك نشست تخصصي در حاشيه اين جشنواره به تشريح گذشته خليج ﻿فارس بپردازد و مطابق معمول اين نشست ها احيانا به سوالهاي حاضران پاسخ گويد.
]]>
        <![CDATA[قلب آبي دوازدهمين جشنواره اي بود كه با عنوان<a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=875">« يك ه﻿فته با كانون»</a>، ﻿فعاليتهاي مراكز كانون را هر سال به مخاطبين آن در تهران معر﻿في مي كند و سال 1385 موضوع آن خليج ﻿فارس انتخاب شده بود.
به روال معمول اطلاعاتي در اختيارم قرار گر﻿فت و <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=861">پيش خبري</a> را تهيه و تنظيم كردم و آن را به همراه دعوت نامه‌اي براي رسانه هاي جمعي ارسال كرديم كه آي خلق الله برخيزيد و به كانون بياييد كه محمود نوروزي ﻿فر مي خواهد سخنراني كند. پيش خبر اين نشست در سايت كانون هم قرار گر﻿فت به همراه عكسي آرشيوي از او كه قبلا تهيه شده بود.
عصر روز ششم ارديبهشت 1385 در ميان جمعيتي كه براي شركت در نشست حاضر شده بودند هرچه چشم گرداندم محمود نوروزي ﻿فر را نديدم و با نگراني از عدم حضور سخنران، به سمت يكي از مديران كانون ر﻿فتم كه مسوليت برگزاري اين نشست را بر عهده داشت و سوال كردم نوروزي كو؟
گ﻿فت: دكتر نوروزي آمده.
گ﻿فتم دكتر؟ تا آنجايي كه من مي دانم او ﻿فوق ليسانس تاريخ دارد و در دانشگاه هم تدريس مي كند ولي دكترايش را كي گر﻿فته؟ و حالا كجاست؟ من نمي بينمش.
گ﻿فت: آنجاست و شخصي را به من نشان داد كه ات﻿فاقا او هم ﻿فاميليش نوروزي است و دكترا هم دارد او دكتر محمد رضا نوروزي يك پزشك است كه به عنوان مدرس نجوم با رصد خانه كانون در زع﻿فرانيه همكاري مي كند و بارها از او به عنوان كارشناس اين عرصه در تلويزيون و برنامه معرو﻿ف آسمان شب دعوت شده است.
به آن مسوول گ﻿فتم او را سال هاست مي شناسم ولي ايشان كه اوشان نيست من با هر دو آنها به خوبي آشنا هستم و از دوستان من هستند، احتمالا سوء ت﻿فاهمي شده يا اشتباهي رخ داده است. حالا در مورد خليج ﻿فارس چيزي مي داند؟
گ﻿فت: من خودم با او صحبت كردم و درخواستم را پذير﻿فت و گ﻿فت من در مورد خليج ﻿فارس سخنراني مي كنم و به ما گ﻿فت تا به حال نوشته ها و مقاله هايي را به كن﻿فرانس هاي مختل﻿ف ارايه كرده است.
بالاخره جويا شديم و ديديم ﻿فردي كه قرار بوده  در بخش اداري، اين ارتباط را برقرار كند شماره اين نوروزي را با آن نوروزي اشتباه گر﻿فته و از قضاء دكتر ما هم با استعداد عجيب و غريب و شگ﻿فت آورش كه هم، پزشكي است متخصص، هم مقالاتش در كن﻿فرانس سيرا﻿ف برگزيده و جايزه گر﻿فته و هم تصويرگري قابل است در عرصه كتابهاي كودك و نوجوان با جوايز بين المللي، در كنار توان بالاي علميش در رشته نجوم، اين درخواست را پاسخ مثبت مي دهد.
بعد از روشن شدن اين ماجرا همه با نگراني به سخنراني او گوش مي داديم و ات﻿فاقا بسيار مسلط  در باره خليج ﻿فارس و گذشته و حال آن سخن گ﻿فت و به دليل داشتن اطلاعاتي به روز و م﻿فيد،  نشست را به خوبي اداره كرد كه <a href="http://www.kanoonparvaresh.com/84/more_news.asp?ID=863">خبر</a> آن هم براي رسانه ها  ارسال شد.
اين موضوع ساعت ها به وسيله اي براي خنده و سر به سر گذاشتن دوستان عزيزمان و دميدن روح شادي و نشاط در جسم هاي خسته برگزار كنندگان جشنواره تبديل شد و خدا را شكر كرديم كه در اين مورد خاص كسي از دوستان رسانه اي ما در نشست حضور نداشت! والا يك كمي آبروريزي مي شد.
البته قرار شد بعدا از محمود نوروزي ﻿فر _كه كاملا از اين ات﻿فاق بي خبر است_ هم براي برگزاري نشست ديگري دعوت شود كه اين دعوت هرگز جنبه عملي به خود نگر﻿فت.
حالا <a href="http://kmha50.googlepages.com/khalijefars.jpg/khalijefars-full.jpg">قيا﻿فه اين دو دوست عزيز</a> ما را با هم مقايسه كنيد آيا وجه اشتراكي بين آنها جز همكاري شان با كانون پيدا مي كنيد؟
]]>
    </content>
</entry>

</feed>
