|
با قطع آب،تهراني ها در كارگاه عملي سازگاري با كم آبي شركت كردند!
امروز در اولين همايش سازگاري با كم آبي و بهينه سازي مصرف آب شركت كردم همايشي كه در مركز آفرينش هاي فرهنگي، هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در تهران برگزار مي شود البته اين همايش يك كارگاه عملي هم برپا كرده بود تا مني كه هيچ تخصصي در اين زمينه ها هم ندارم بتوانم از برنامه هاي پر بار آن بهره ها ببرم.
اشتباه نكنيد اين همايش هيچ ربطي به تخصص ،شغل و حرفه من يعني روابط عمومي و روزنامه نگاري ندارد.
رنج هاي پير قصه گويي ايران به پايان رسيد
درب اتاق كوچك ستاد خبري را مي بندد. اينجا بزرگان قصه گويي ايران يك جا جمع شده اند در فضايي 2 در 3 و قرار است به پرسش هاي چند خبرنگار در حاشيه دهمين جشنواره قصه گويي كانون پاسخ گويند.
حميد عاملي، مريم نشيبا و عذراء وكيلي هرسه در اين اتاق كوچك نشسته اند و من و مريم پاپي و زهره نيلي و مرضيه اميري و يكي دو خبرنگار ديگر، استخوان خرد كرده هاي قصه گويي اين سرزمين را دوره كرده ايم.
پير مرد چشم هايش دو دو مي زند و نگراني در چهره اش به وضوع ديده مي شود. وقتي خبرنگاران را مي بيند ابتدا از مصاحبه خودداري مي كند تا در برابر اصرارهاي فراوان ما و قولي كه به او داديم تا گفته هايش در رسانه ها انعكاس نيابد لب به سخن بگشايد.
حميد عاملي از چه رو اين قدر نگران است و حاضر نيست از جفاي روزگار سخني به ميان آورد؟!
آموزش مبطلات وضو به کودکان مهد کودک محله ما!
به سويم مي دود و آغوشش را مي گشايد. سلام بابا! بغلش مي كنم و بوسه اي محكم ار نوع آب دار بر صورت كوچك و ظريفش مي نشانم.
حنانه است اين فرزند 4 سال و نيمه من كه با حامد برادر دوقلويش هر روز در مهد كودك محله ما مي آموزند و مي آموزند و مي آموزند تا خود را براي ورود به دنيايي جديد و بزرگ آماده كنند.
حنانه و حامد هر شب در مراسم استقبال از پدري بازگشته از سركار، گزارش كامل و مبسوطي را از آن چه آموخته اند در مهد كودك شمعداني براي من و همسرم جزء به جزء بازگو ميكنند و ما مي فهميم كه چه داستانها و شعرهايي آموخته اند در اين سرايي كه قرار است محلي باشد براي آموزش مهارتهاي زندگي به آنها.
چرا لبخند گل پر پر شد و ريخت؟
چرا لبخند گل پرپر شد و ريخت؟
چه شد آن آرزوهای بهاری؟
چرا در پشت میله خط خطی شد
صدای صاف آواز قناری؟
چرا لاي كتابي خشك كردند
براي يادگاري پيچكي را ؟
به دفترهاي خود سنجاق كردند
پر پروانه و سنجاقكي را ؟
خدا پر داد تا پرواز باشد
گلويي داد تا آواز باشد
خدا مي خواست باغ آسمانها
به روي ما هميشه باز باشد
خدا بال و پر پروازشان داد
ولي مردم درون خود خزيدند
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولي مردم قفس را آفريدند
(شعر کشف قفس از کتاب به قول پرستو قیصر امین پور)
قیصر امین پور هم رفت.
انتظار طولاني كودكان روستايي براي رسيدن كتابخانه هاي سيار
خبرگزاري كتاب ايران ايبنا گزارش كرده كه اولين كتابخانه سيار روستايي كشور در استان اردبيل راه اندازي مي شود آن هم به زودي!
ايبنا براي انتشار چنين خبر مسرت بخشي به گفته هاي آقاي كاظم دبير فرماندار گرمي و دامغان از توابع اين استان استناد و بر ضرورت ايجاد چنين كتابخانه اي در آن شهر تاكيد كرده است.
البته مدير كتابخانههاي عمومي استان اردبيل هم در همايش اعضاي انجمن كتابخانه عمومي گرمي مغان با اشاره به محروميتهاي فرهنگي كودكان آن منطقه، از اهميت راه اندازي كتابخانه هاي سيار سخن گفته است.
تا اين جاي كار لابد هر خواننده اين خبر كه از سابقه و قدمت فعاليت كتابخانه هاي سيار در اين كشو باخبر نباشد اين سوال در ذهنش ايجاد مي شود كه كتابخانه سيار چيست؟ و اولين آن در كشور كه قرار است اردبيلي ها راه اندازي كنند، كي حركت باشكوه خود را به سمت مناطق محروم گرمي آغاز مي كند؟
بلند ترين نقاشي جهان در ايران كي به پايان مي رسد؟
تب كشيدن بلندترين نقاشي جهان همچنان در كشور ما رو به افزايش است؟
واقعا نمي دانم داستان از كجا و توسط چه شير پاك خورده اي آغاز شد؟ فقط از آن جايي كه يكي ما را از آن بالا بلندي آبشار چند صد متري اين چاه ويل به پايين پرتاب كرد تازه متوجه موضوع شدم كه چه داستاني انتظار ما را مي كشد و چه كلاه گشادي بر سر ما رفته است.
ارديبهشت ماه امسال زماني كه شهر همدان، به قول مردم آن سامان در تدارك جشن پروانه ها بود و جشنواره بين المملي فيلم كودك را انتظار مي كشيد، برگزار كنندگان اين رقابت در يك همكاري تنگاتنگ با مسولين كانون استان تصميم مي گيرند بلندترين نقاشي جهان را به نام شهر تاريخي خود ثبت كنند.
خواب شيرين يا پر كردن فرم بيمه، كدام را ترجيح مي دهيد؟
خستگي راه،كار سنگين روز پيش و كم خوابي شبي كه درآن تنها 2 ساعت به استراحت پرداخته ام نايي در بدنم باقي نگذاشته بود .
جشنواره اي را در يكي از شهرهاي كشور تحت پوشش خبري قرار داديم و شب هنگام، كساني كه طي چند روز جشنواره مقابل دوربين عكاسي همكار ما قرار گرفته بودند cd به دست، عكس هايشان را مي خواستند و ما تا پاسي از شب به انتخاب و گزينش و ذخيره سازي اين تصاوير بر روي لوح هاي فشرده مشغول بوديم.
تصور كنيد كه رسيدن به خانه با اين همه خستگي و خواب آلودگي وحشتناك چه لذتي دارد
سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و خدمات رايگان پزشكي قانوني؟!
خواندن روزنامه ها براي آشنايي با فضاي رسانه ها و به تبع آن تهيه بريده جرايد يكي از كارهاي روابط عمومي است كه البته در بين اين روزنامه خواندن ها گاهي هم با موارد جالبي روبرو مي شويم كه از باب« زكات علم نشر آن است» با همكاران خود هم اين تجربه ها را در ميان مي گذاريم و فضاي كاري خود را كمي تعديل مي كنيم!
امروز 27 خرداد 1386 در صفحه اول روزنامه اعتدال خبري را ديدم با اين عنوان كه«در سالروز شهادت حضرت زهرا (س): كليه خدمات پزشكي قانوني رايگان ارائه ميشود» و بعد با مراجعه به سايت خبرگزاري فارس متن آن را آن جا هم ديدم.كه اداره كل روابط عمومي و امور بين الملل سازمان پزشكي قانوني كشور در اختيار رسانه هاي جمعي قرار داده بود.
متن خبر به اين شرح است:
نشستي تخصصي براي سخنراني يكي به جاي ديگري!
محمود نوروزي فر نويسنده،محقق، استاد دانشگاه و پژوهشگري است كه سالها با بخش پژوهش كانون همكاري كرد و سرانجام يكي دوسال پيش با پايان
مدت خدمتش در كانون بازنشسته شد.
او نويسنده كتابي است به نام «خليج فارس از گذشته تا حال» كه توسط انتشارات كانون در سال 1384 و در پاسخ به اتفاقاتي كه نام و هويت تاريخي خليج هميشه فارس را هدف قرار داده بود منتشر شد.
نگارش اين كتاب بهانه خوبي بود تا اورا به جشنواره قلب آبي دعوت كنند تا در يك نشست تخصصي در حاشيه اين جشنواره به تشريح گذشته خليج فارس بپردازد و مطابق معمول اين نشست ها احيانا به سوالهاي حاضران پاسخ گويد.
اگه وقت كرديد بچه ها رو هم ببينيد!
آقا پسر! دختر خانم! ارتباطات مي خوني؟ معماري؟ علوم تربيتي؟ روان شناسي؟
بشين همين جا برات تعريف كنم كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان چه جاي خوبيه براي بچهها به خدا!
خيلي كارها مي كنه. ما هم خيلي كارها مي كنيم نميدوني آخه اين مربي كتابخانه روستايي ما سوار يه لندرور مي شه از سال 1345 تا حالا هنوز نرسيده! البته اون موقع با شتر و اسب هم براي بچه هاي ما كتاب تو كوه و بيابون پخش مي كردند.
تابستون، زمستون، توي برف توي بارون عشقشون فقط بچه هاي ايرونيه الان هم ميرن. تازه كارهاي ديگه اي هم مي كنيم اين كتابخانه هاي ما رو كه مي بيني از سال 1344 تاسيس شده الان به 600 تا رسيده.
ميدوني افتخار ما چيه؟
|